واژه‌نامه مدل UbD

واژه‌نامه مفاهیم و اصطلاحات کلیدی مدل UbD

  • معادل انگلیسی: Instructional Design
  • کلمات مترادف: طراحی سفر یادگیری 
  • تعریف: McTighe به طراحی آموزشی به‌عنوان فرآیند پیش‌بینی و سازماندهی محتوا، فعالیت‌ها، و ارزیابی‌ها با هدف تسهیل یادگیری عمیق و مفهومی نگاه می‌کند. این رویکرد بر اساس این فرضیه بنا شده است که یادگیری باید به گونه‌ای طراحی شود که دانش‌آموزان بتوانند به‌طور مؤثر درک کنند، به یاد بیاورند، و دانش خود را در موقعیت‌های مختلف به‌کار ببرند. مک‌تای طراحی آموزشی را بیشتر بر اساس نتایج یادگیری و اهداف مشخص شده، برنامه‌ریزی می‌کند. او مدل UbD را توسعه داد که در آن از معلمین خواسته می‌شود که از مراحل معین و مشخصی پیروی کنند تا برنامه‌های درسی و استراتژی‌های تدریس، دانش‌آموزان را به درک و توانایی‌های عمیق‌تر در موضوعات درسی هدایت کنند.
  • توضیحات بیشتر: مک‌تای تأکید دارد که طراحی آموزشی باید از یک رویکرد بازتابی و تفکر عمیق پیروی کند که به معلمان کمک می‌کند تا اهداف بلندمدت یادگیری را مشخص کرده و سپس استراتژی‌ها، فعالیت‌ها و ارزیابی‌ها را به گونه‌ای طراحی کنند که این اهداف محقق شوند. 
  • منابع مرتبط : McTighe, J., & Wiggins, G. (2005). Understanding by design (2nd ed.). Association for Supervision and Curriculum Development.
  • معادل انگلیسی: Unit Plan
  • کلمات مترادف: واحد یادگیری ، طرح آموزشی
  • تعریف: طرح واحد یادگیری، سندی مکتوب و هدفمند است که مسیر یادگیری دانش‌آموز را در قالب چند جلسه‌ی پیوسته و منسجم طراحی می‌کند. این طرح با تمرکز بر ایده‌های کلان هر موضوع درسی، یادگیرنده را از پرداختن صرف به اطلاعات سطحی و پراکنده بازمی‌دارد و او را درگیر فهم عمیق، مفهومی و متصل به بافت می‌سازد. در این رویکرد، دانش مربوط به امور واقعی است و ابزاری است که به خدمت گرفته می‌شود تا یادگیرنده بتواند از طریق آن به درک معنادار از موقعیت یادگیری دست یابد. از آن‌جا که یادگیری، فرآیندی تدریجی و لایه‌ای است، طرح یادگیری شرایطی را فراهم می‌آورد تا یادگیرنده در معرض تجربه‌ای قرار گیرد که مستمر است و به قول جان دیوئی (۱۹۳۸)، ارزش آموزشی (تربیتی) دارد (از نگاه جان دیوئی یکی از ملاک‌های داوری برای تعیین ارزش و اهمیت آموزشی یک تجربه، استمرار داشتن آن است).

    یادگیری بر «تجربه‌های به‌هم‌پیوسته» تمرکز دارد و نه مجموعه‌ای از «لحظات مجزا».

    توضیحات بیشتر: لذا طرح‌های یادگیری می‌تواند مرتبط با مفاهیم و موضوعات مختلف باشد و شامل فعالیت‌ها، محتواها، استراتژی‌های آموزشی و ارزیابی متنوعی باشند. هدف اصلی این طرح‌ها این است که دانش‌آموزان بتوانند مفاهیم و مهارت‌های مورد نیاز را در یک بازه‌ی زمانی طولانی‌تر (معمولاً بین دو هفته تا یک ماه) یاد بگیرند.

  • منابع مرتبط:Wiggins, G., & McTighe, J. (2005). Understanding by Design. ASCD.
  • معادل انگلیسی: Lesson Plan
  • کلمات مترادف: برنامه درسی جلسه‌ای، طرح تدریس روزانه
  • تعریف: طرح درس یک سند تفصیلی است که در آن معلم به‌طور دقیق مراحل تدریس، فعالیت‌های آموزشی، و ارزیابی‌ها را برای یک جلسه خاص یا تعدادی جلسه مشخص برنامه‌ریزی می‌کند. طرح درس برای تضمین این که هدف‌های آموزشی به درستی پوشش داده شوند، نیاز به پیش‌بینی دقیق زمان، محتوا، و روش‌های تدریس دارد. این سند به معلمان کمک می‌کند تا فرآیند تدریس خود را به‌طور سازمان‌دهی‌شده و به‌طور مؤثر مدیریت کنند.
  • توضیحات بیشتر: طرح درس معمولاً مربوط به یک جلسه تدریس است، اگرچه می‌تواند برای چند جلسه نیز طراحی شود. این طرح شامل تمامی جزئیات لازم برای انجام تدریس مؤثر مانند اهداف یادگیری، فعالیت‌های کلاسی، روش‌های تدریس، منابع مورد نیاز، و استراتژی‌های ارزیابی می‌باشد. طرح درس به معلم کمک می‌کند تا فرآیند تدریس را به‌طور مؤثر پیش ببرد و به یادگیری دانش‌آموزان نظم و ساختار دهد.
  • مثال کاربردی: طرح درسی برای یک جلسه تدریس در مورد معادلات خطی در کلاس هشتم ممکن است شامل توضیح مفاهیم، فعالیت‌های یادگیری،  انجام تمرین‌ها و سنجش دانش‌آموزان باشد.
  • معادل انگلیسی: Essential Questions
  • کلمات مترادف: سوالات کلیدی، پرسش‌های بنیادین، پرسش‌های راهنما
  • تعریف: سؤالات اساسی سؤالاتی هستند که برای هر طرح یادگیری مطرح می‌شوند و بر روی مفاهیم و مهارت‌های اصلی تمرکز می‌کنند. این سؤالات به معلمان کمک می‌کند تا در فرایند آموزش بر اهداف آموزشی اصلی تمرکز کنند و ارتباط عمیقی با محتوا و مهارت‌های آموزشی برقرار کنند.
  • توضیحات بیشتر: سؤالات اساسی با ایده‌های بزرگ ارتباط دارند و در جریان اجرای فعالیت‌های یادگیری دائم به آن‌ها رجوع می‌شود. این سؤالات باید بازپاسخ، چالش‌برانگیز، مرتبط با زندگی واقعی و باعث بازتاب و تأمل در مفاهیم و مهارت‌ها باشند.

               از ویژگی‌های مهم سؤالات اساسی می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

الف) بازپاسخ‌  (Open-ended): بازپاسخ بودن سؤالات اساسی به دانش‌آموزان این امکان را می‌دهد تا در طول فرآیند یادگیری خود ایده‌ها، مفاهیم و دیدگاه‌های مختلف را بررسی کنند و نقشه‌های ذهنی خود را گسترش دهند. این باعث می‌شود که یادگیری آن‌ها بیشتر به سمت فهم عمیق و تفکر انتقادی حرکت کند.

ب) چالش برانگیز (Challenging): سؤالات اساسی باید چالش‌برانگیز و جذاب باشند و دانش‌آموزان را به تفکرعمیق و پژوهش ترغیب کنند. آن‌ها باید زمینه‌ای برای پرسشگری، بحث و تحقیق درباره‌ی موضوع را فراهم کنند.

ج) ارتباط با زندگی واقعی (Real-Life Relevance): سؤالات اساسی باید با زندگی واقعی دانش‌آموزان مرتبط باشند و کاربرد عملی داشته باشند. آن‌ها باید به دانش‌آموزان کمک کنند تا مفاهیم را در زندگی روزمره‌ی خود ارتباط دهند.

د) فکورانه  (Reflective): سؤالات اساسی باید موجب تأمل فکورانه در مفاهیم و مهارت‌های آموزشی شوند. این سؤالات به دانش‌آموزان کمک می‌کنند تا از پیشرفت خود در یادگیری آگاه شوند و در راستای اهداف آموزشی پیش بروند.

  • مثال کاربردی: چگونه محل زندگی روی شیوه زندگی افراد تاثیر می گذارد؟
  • منابع مرتبط:

Jay McTighe_ Grant P. Wiggins – Essential Questions_ Opening Doors to Student Understanding-Association for Supervision & Curriculum Development (2013)

  • معادل‌های انگلیسی: Big Ideas

       Ket ideas ،Central ideas ، Essential Takeaways

  • کلمات مترادف: ایده‌های کلان، ایده‌های محوری
  • تعریف: ایده‌های بزرگ به معنای مفاهیم و موضوعات مهمی هستند که بر اساس آن‌ها طرح‌های یادگیری طراحی می‌شوند. این ایده‌ها باید جوانب عمده‌ی مربوط به موضوع را بیان کنند. ایده‌های بزرگ به معلمان امکان می‌دهند تا ارتباط بین مفاهیم و موضوعات مختلف را بسط دهند.
  • توضیحات بیشتر: ایده‌های بزرگ معمولاً به صورت جملات کلی و سطح بالا بیان می‌شوند و ممکن است در هر پایه تحصیلی به شکلی خاص بررسی شوند. این مفاهیم کلیدی بستری را فراهم می‌کنند که دانش‌آموزان بر محتوای خاصی متمرکز شوند. 
  • مثال کاربردی: ایده‌ی بزرگ در درس تاریخ ممکن است این باشد: “تحولات اجتماعی سیاسی در تاریخ جهان  سبک زندگی مردم را تغییر داده است. “
  • منابع مرتبط:
  • معادل انگلیسی: Standard
  • کلمات مترادف: معیار آموزشی، اهداف درسی
  • تعریف: استانداردها (Standard) اهدافی را برای چهارچوب‌بندی یک برنامه درسی و ارزیابی آن ارائه می‌دهند. استانداردها به سه سوال پاسخ می‌دهند: دانش‌آموزان چه نوع وظیفه‌ای را باید انجام دهند؟ چقدر خوب باید آن را انجام دهند؟ و بر اساس چه محتوایی باید پیش روند؟
  • توضیحات بیشتر: استانداردها معمولاً در سه دسته مختلف تعریف می‌شوند و هر یک از این استانداردها به سوالات مختلف مرتبط با عملکرد، طراحی و محتوا پاسخ می‌دهند، این سه دسته عبارت‌اند از:
    الف) استانداردهای عملکردی: در این نوع استاندارد سوال این است که دانش آموزان چقدر باید کار مشخصی را خوب انجام دهند. یک استاندارد عملکردی معتبر به این می پردازد که دانش آموز باید در چه سطحی و با چه شاخصی یک عملکرد را انجام دهند.

  ب) استانداردهای طراحی: در استاندارد طراحی تمرکز بر نوع وظیفه ای است که دانش آموزان با آن درگیر می شود. کیفیت آن کار شناسایی و تعیین می شود.

ج) استانداردهای محتوایی: این نوع استاندارد به این موضوع می پردازد که دانش آموزان باید چه چیزی بدانند و بتوانند چه کاری انجام دهند.

در اکثر اسناد دولتی استانداردهای محتوایی تعیین شده است. غالبا استاندارد محتوایی به ورودی ها اشاره دارد و استانداردهای عملکردی خروجی ها را ارائه می دهند.

  • مثال کاربردی: نمونه‌ای از یک استاندارد محتوایی درس جغرافیا عبارت است از: دانش‌آموزان قادر به شناسایی ویژگی‌های جغرافیایی اصلی و نقشه‌های دنیا باشند.



  • معادل انگلیسی: Competency
  • کلمات مترادف: انتظار عملکردی، صلاحیت، مهارت‌ کلیدی
  • تعریف: شایستگی به توضیح آنچه دانش‌آموزان می‌بایست قادر به انجام آن در نتیجه‌ی آموزش متناسب با پایه‌ی تحصیلی خود باشند، می‌پردازد. این شایستگی شامل ترکیبی از دانش، توانایی‌ها و رفتارهایی است که دانش‌آموزان باید در یک زمینه خاص به دست آورده و به‌طور مؤثر استفاده کنند.
  • توضیحات بیشتر: شایستگی به‌عنوان هدف بلندمدت آموزشی شناخته می‌شود و باید در طراحی برنامه‌های درسی و طرح‌های یادگیری به‌طور واضح و مشخص درج شود. طراحان آموزشی باید اطمینان حاصل کنند که شایستگی مورد نیاز برای هر پایه تحصیلی در طرح‌های یادگیری لحاظ شده باشد. در نتیجه، معلمان و دانش‌آموزان می‌توانند بر دستیابی به این شایستگی در طول فرآیند یادگیری تمرکز کرده و توانایی‌های لازم برای انجام وظایف پیچیده‌تر را به‌طور مؤثر توسعه دهند.
  • مثال کاربردی: هنگامی که افکار و احساساتش را بیان می کند، از تصویر یا سایر نمایش‌های بصری استفاده کند.
  • منابع مرتبط:https://www.pdesas.org/
  • معادل انگلیسی: Subject Area
  • کلمات مترادف: حوزه علمی
  • تعریف: حوزه موضوعی به یک بخش گسترده از دانش اشاره دارد که شامل مجموعه‌ای از موضوعات مرتبط با یک زمینه خاص است. به عنوان مثال، علوم انسانی، ریاضیات، علوم تجربی و هنر هر یک، یک حوزه موضوعی هستند. این اصطلاح برای دسته‌بندی کلی دروس و موضوعات آموزشی استفاده می‌شود.
  • توضیحات بیشتر: حوزه‌های موضوعی ممکن است در سطوح مختلفی از برنامه‌ریزی آموزشی بررسی شوند، از سطح عمومی تا تخصصی. در طراحی برنامه‌های درسی، تعریف دقیق حوزه‌های موضوعی به معلمان کمک می‌کند تا به‌طور مؤثر اهداف آموزشی را تدوین و فعالیت‌ها و ارزیابی‌ها را برای دانش‌آموزان هدف‌گذاری کنند.
  • مثال کاربردی: در برنامه درسی مدرسه، حوزه‌های موضوعی مختلف از جمله ریاضیات، علوم، فارسی، و تاریخ هستند.
  • معادل انگلیسی: Strand
  • کلمات مترادف: شاخه، حوزه فرعی
  • تعریف: رشته موضوعی (Strand) به یک بخش یا زیرمجموعه خاص از یک حوزه موضوعی اشاره دارد که یک مسیر یا موضوع خاص را پوشش می‌دهد. 
  • توضیحات بیشتر:، حوزه موضوعی یک دسته‌بندی کلی و گسترده است که شامل مجموعه‌ای از موضوعات مرتبط با یک زمینه خاص می‌شود، در حالی که رشته موضوعی یک بخش یا زیرمجموعه خاص و دقیق‌تر از حوزه موضوعی است. رشته‌ها برای تقسیم‌بندی دقیق‌تر و مشخص کردن مسیرهای تخصصی در یک حوزه موضوعی به کار می‌روند.
  • مثال کاربردی: در حوزه موضوعی ریاضیات، رشته‌ها ممکن است شامل جبر، هندسه، احتمال و آمار باشند. هر رشته به جنبه‌های خاصی از حوزه موضوعی می‌پردازد و می‌تواند به صورت جداگانه تدریس شود. مثال دیگر علوم تجربی بعنوان یک حوزه موضوعی است که رشته‌های آن می‌تواند شامل زیست‌شناسی، شیمی، فیزیک، و زمین‌شناسی باشد.



  • معادل انگلیسی: Performance Assessment
  • کلمات مترادف: سنجش مبتنی بر عملکرد
    تعریف: سنجش عملکردی به معنای ارزیابی دانش‌آموزان در زمینه‌ی یک یا چند شایستگی است که در طول فرآیند یادگیری به دست آورده‌اند. در این نوع ارزیابی، دانش‌آموزان برای نشان دادن توانایی‌ها و مهارت‌های خود در موضوعات و مسائل واقعی، فعالیت‌های عملی انجام می‌دهند. سنجش عملکردی فرصت کافی برای دست‌یابی به شایستگی را فراهم می کند. همچنین به معلمان و طراحان آموزشی این امکان را می‌دهد تا به طور دقیق‌تر توانایی‌ها و نقاط قوت دانش‌آموزان را درک کنند و نقاط ضعف آن‌ها را شناسایی کرده و بهبود بخشند.
  • توضیحات بیشتر: در سنجش عملکردی، ارزیابی‌ها معمولاً شامل کارهای عملی، پروژه‌ها، تحقیق‌ها، یا شبیه‌سازی‌هایی است که در آن‌ها دانش‌آموزان باید توانایی‌های خود را در یک زمینه خاص نشان دهند. این نوع ارزیابی، بر فهم عمیق‌تر و کاربردی‌تر مفاهیم و مهارت‌ها تأکید دارد. سنجش عملکردی به معلمان این امکان را می‌دهد که بازخورد دقیق‌تری به دانش‌آموزان بدهند و در نتیجه مسیر یادگیری بهتری را فراهم کنند.
  • مثال کاربردی: در یک درس زیست‌شناسی، سنجش عملکردی می‌تواند شامل طراحی و اجرای یک آزمایش علمی توسط دانش‌آموزان برای اثبات یک نظریه خاص باشد. این آزمایش باید با استفاده از روش‌های علمی معتبر انجام شود و نتایج آن مستند و تحلیل شوند.
  • منابع مرتبط: https://ubdfarsi.ir/?p=2888

 

  • معادل انگلیسی: Differentiated Instruction
  • کلمات مترادف: تمایز، آموزش شخصی‌سازی‌شده، طراحی مبتنی بر نیازهای فردی
  • تعریف: گوناگون‌سازی آموزش به فرآیند طراحی و ارائه آموزش به‌گونه‌ای اشاره دارد که نیازها، استعدادها، توانایی‌ها و علاقه‌های متنوع دانش‌آموزان را در نظر بگیرد. در این رویکرد، معلمان محتوای آموزشی، فرآیند تدریس و ارزیابی‌ها را به‌طور انعطاف‌پذیر تنظیم می‌کنند تا به طور مؤثر به نیازهای فردی دانش‌آموزان پاسخ دهند. هدف اصلی گوناگون‌سازی آموزش، فراهم کردن فرصت‌های یادگیری مناسب برای دانش‌آموزان با توانایی‌ها و نیازهای مختلف است. به همین دلیل، در طراحی فعالیت‌ها و بازی‌ها، سطوح مختلفی در نظر گرفته می‌شود که به هر دانش‌آموز با توانایی‌های متفاوت کمک می‌کند تا در فرآیند یادگیری مشارکت کند. این فعالیت‌ها همچنین لایه‌دار هستند، به این معنا که برخی لایه‌ها برای همه دانش‌آموزان قابل دسترسی است و امکان مشارکت در گفتگوها و فعالیت‌های ابتدایی را فراهم می‌کند. در عین حال، لایه‌های عمیق‌تری برای چالش کشیدن دانش‌آموزان پیشرو وجود دارد که آن‌ها را به تفکر انتقادی و حل مسائل پیچیده‌تر ترغیب می‌کند. این رویکرد به معلمان اجازه می‌دهد تا در یک کلاس با دانش‌آموزان متنوع، از همه دانش‌آموزان پشتیبانی کرده و هر یک را به‌طور مؤثر در مسیر یادگیری خود هدایت کنند.
  • توضیحات بیشتر: گوناگون‌سازی آموزش بر این اصل استوار است که دانش‌آموزان با سرعت‌ها و روش‌های مختلف یاد می‌گیرند و برای موفقیت در یادگیری نیاز به فرصت‌های مختلف دارند. این روش به معلمان کمک می‌کند تا با توجه به نیازهای یادگیری هر دانش‌آموز، محتوا، فرآیند تدریس و ارزیابی‌ها را به‌طور مؤثر تنظیم کنند. این نوع آموزش بر اساس تغییرات در محتوا (آنچه که یاد گرفته می‌شود)، فرآیند (چگونگی یادگیری) و محیط (مکان و شرایط یادگیری) است.
    گوناگون‌سازی آموزش به معلمان این امکان را می‌دهد تا به‌جای استفاده از یک رویکرد یکسان برای همه دانش‌آموزان، فرصت‌های یادگیری متناسب با توانایی‌ها، علاقه‌ها و نیازهای مختلف را ارائه دهند.
    ویژگی‌های گوناگون‌سازی آموزش عبارت‌ است از:
    • تنظیم محتوا و فرآیند تدریس: معلمان محتوا را بر اساس سطح آمادگی، علاقه و توانایی‌های دانش‌آموزان تنظیم می‌کنند.
    • تنوع در ارزیابی‌ها: معلمان از انواع ارزیابی‌ها برای اندازه‌گیری یادگیری و شناسایی نیازهای مختلف استفاده می‌کنند.
    • پاسخ به نیازهای فردی: گوناگون‌سازی آموزش به معلمان کمک می‌کند تا به‌طور خاص به نیازهای فردی هر دانش‌آموز پاسخ دهند.
    • استفاده از گروه‌های مختلف: دانش‌آموزان می‌توانند در گروه‌های مختلف با توجه به توانایی‌ها و نیازهای یادگیری خود فعالیت کنند.
  • مثال کاربردی: در یک کلاس ریاضی، معلم می‌تواند با استفاده از رویکرد «ایستگاه‌های یادگیری»، تدریس ضرب را گوناگون‌سازی کند تا به دانش‌آموزان با سطوح مختلف توانایی فرصت‌های یادگیری متناسب بدهد. در این روش، معلم ایستگاه‌هایی با فعالیت‌های مختلف طراحی می‌کند؛ برای دانش‌آموزان مبتدی، ایستگاه شمارش تصویری از اشیاء مانند سیب‌ها استفاده می‌کند تا مفهوم ضرب را به‌صورت بصری معرفی کند. برای دانش‌آموزان با سطح متوسط، بازی‌های ریاضی مانند تیک‌تاک‌تو با مسائل ضرب ارائه می‌دهد تا تمرین‌های تعاملی انجام دهند. در ایستگاه‌های پیشرفته، دانش‌آموزان مسائل کلمه‌ای پیچیده‌تری مانند محاسبه تعداد درختان در باغ را حل می‌کنند و برای دانش‌آموزان با توانایی‌های بالاتر، ایستگاه چالش‌های طراحی فراهم می‌شود که در آن‌ها خود مسائل ضرب را طراحی کرده و راه‌حل‌های خلاقانه ارائه می‌دهند. این رویکرد به معلم این امکان را می‌دهد که به‌طور همزمان از همه دانش‌آموزان پشتیبانی کرده و آن‌ها را در مسیر یادگیری خود هدایت کند.
  • منابع مرتبط:

Tomlinson, C. A., & McTighe, J. (2006). Integrating Differentiated Instruction and Understanding by Design. ASCD.

Tomlinson, C. A. (2001). How to Differentiate Instruction in Mixed-Ability Classrooms. ASCD.

Hall, T., & Strangman, N. (2003). Differentiated Instruction and Implications for UDL Implementation. CAST.

 

  • معادل انگلیسی: Authenticity
  • کلمات مترادف: مرتبط بودن با دنیای واقعی
  • تعریف: اصالت در آموزش به معنای فعالیت‌های آموزشی و ارزیابی‌هایی است که واقعی، معنادار و مرتبط با زندگی واقعی دانش‌آموزان باشد. در واقع، هدف اصلی از اصالت در آموزش، افزایش ارتباط و کاربرد فعالیت‌های آموزشی با دنیای واقعی است. فعالیت‌های یادگیری اصیل به دانش‌آموزان کمک می‌کند تا درک عمیق‌تری از مفاهیم یادگیری پیدا کنند، مهارت‌های عملی و کاربردی بیشتری کسب کنند که به آن‌ها در مسیر حرفه‌ای آینده‌شان کمک می‌کند؛ همچنین مهارت‌های حل مسئله، مشارکت و تفکر انتقادی خود را از طریق مواجهه با مساله‌های واقعی و چالش‌های پیچیده توسعه دهند. بعنوان مثال پروژه‌ای را در نظر بگیرید که در آن دانش‌آموزان به چالش طراحی و ساخت یک سیستم تصفیه آب برای یک جامعه محلی که به آب تمیز دسترسی ندارد، می‌پردازند. این پروژه چندین جنبه اصالت در آموزش را شامل می‌شود، مشکل دسترسی به آب تمیز یک مسئله واقعی است که بسیاری از مناطق با آن روبرو هستند. دانش‌آموزان در این پروژه با یک چالش واقعی و ملموس سروکار دارند که ضرورت و تاثیر مستقیم آن را می‌بینند. همچنین در این مسیر دانش‌آموزان باید تحقیق کنند که چه روش‌ها و فناوری‌هایی برای تصفیه آب وجود دارد. آن‌ها می‌توانند از منابع مختلفی مانند مقالات علمی، گزارش‌ها و مصاحبه با متخصصان استفاده کنند. در پایان پروژه، دانش‌آموزان نتایج خود را به جامعه محلی و شاید به مقامات محلی ارائه می‌دهند. آن‌ها باید بتوانند به خوبی نتایج کار خود را توضیح دهند و اهمیت آن را برای افراد ساکن در آن منطقه بیان کنند.
  • توضیحات بیشتر:  ویژگی‌های آموزش اصیل:
    1. ارتباط با دنیای واقعی: آموزش اصیل به دانش‌آموزان کمک می‌کند تا مفاهیم علمی را در زمینه‌های عملی و دنیای واقعی درک کنند.
    2. تمرکز بر مهارت‌های کاربردی: این نوع آموزش به دانش‌آموزان کمک می‌کند تا مهارت‌های عملی و کاربردی خود را در دنیای واقعی به‌طور مؤثرتر استفاده کنند.
    3. فرصت برای توسعه مهارت‌های حل مسئله: دانش‌آموزان در فرآیندهای آموزش اصیل با چالش‌های واقعی مواجه می‌شوند که به آن‌ها امکان می‌دهد مهارت‌های حل مسئله و تفکر انتقادی خود را تقویت کنند.
    4. افزایش مشارکت و تعامل: فعالیت‌های آموزشی اصیل معمولاً نیازمند مشارکت هستند که این می‌تواند باعث افزایش مهارت‌های اجتماعی و مشارکت دانش‌آموزان شود.
  • مثال کاربردی: به عنوان مثال، پروژه‌ای را در نظر بگیرید که در آن دانش‌آموزان به چالش طراحی و ساخت یک سیستم تصفیه آب برای یک جامعه محلی که به آب تمیز دسترسی ندارد، می‌پردازند. این پروژه چندین جنبه اصالت در آموزش را شامل می‌شود، زیرا مشکل دسترسی به آب تمیز یک مسئله واقعی است که بسیاری از مناطق با آن روبرو هستند. دانش‌آموزان در این پروژه با یک چالش واقعی و ملموس سروکار دارند که ضرورت و تأثیر مستقیم آن را می‌بینند. همچنین در این مسیر دانش‌آموزان باید تحقیق کنند که چه روش‌ها و فناوری‌هایی برای تصفیه آب وجود دارد. آن‌ها می‌توانند از منابع مختلفی مانند مقالات علمی، گزارش‌ها و مصاحبه با متخصصان استفاده کنند. در پایان پروژه، دانش‌آموزان نتایج خود را به جامعه محلی و شاید به مقامات محلی ارائه می‌دهند. آن‌ها باید بتوانند به خوبی نتایج کار خود را توضیح دهند و اهمیت آن را برای افراد ساکن در آن منطقه بیان کنند.
  • منابع مرتبط: