استفاده از مدل طراحی برای فهم عمیق (UbD) زمینههای آموزشی مختلف، از جمله هنر و تئاتر، میتواند موثر باشد. آموزش هنر از ویژگیهای خاصی برخوردار است که نیازمند طراحی آموزشی مبتنی بر عملکرد و اجرا است. لذا مدل UbD با تأکید بر سنجش مبتنی بر عملکرد، بستری مناسب برای رشد و توسعه مهارتهای هنری فراهم میآورد. مثلا در تئاتر، اجرای واقعی آثار نمایشی، تحلیل نقادانه و تعامل در تولید یک نمایش زنده، همگی اجزای ضروری آموزش این رشته هستند که در مدل UbD به خوبی گنجانده میشوند.
.
.ساختار تدریجی و پیشرفت مهارتها
مکتای، تأکید دارد که در آموزش هنر نیز مانند سایر حوزههای موضوعی به یک جدول وسعت و توالی (پیشرفت تدریجی مهارتها) نیاز است، اهداف مربوط به هنر نیز باید چنین ساختاری داشته باشد. در تئاتر و دیگر هنرها، دانشآموزان باید مهارتها و مفاهیم را بهطور تدریجی و در یک مسیر منطقی از ساده به پیچیده بیاموزند.
بهعنوان مثال، در تئاتر، دانشآموزان ابتدا با مفاهیم اولیه مانند یادگیری خطوط یا آشنایی با اجزای صحنه آشنا میشوند، اما در سطوح بالاتر، مهارتهای پیچیدهتری مانند تحلیل شخصیت، کارگردانی و همکاری در طراحی صحنه به آنها آموزش داده میشود. این پیشرفت تدریجی موجب میشود که دانشآموزان نه تنها مهارتهای فردی را تقویت کنند، بلکه تواناییهای لازم برای همکاری گروهی در فرآیندهای پیچیدهتر هنری را نیز بیاموزند. به این ترتیب، هنر باید بهگونهای طراحی شود که بهطور مستمر و در یک توالی منطقی توسعه یابد، تا دانشآموزان بتوانند بهطور جامع و عمیق به مهارتهای خود مسلط شوند و به اجراهای پیچیدهتری دست یابند.
این نوع پیشرفت تدریجی، که در مدل UbD بهخوبی مشهود است، بهطور خاص در هنرهای نمایشی مانند تئاتر بسیار مؤثر است. زیرا در تئاتر، همانطور که در ورزشها، مهارتهای پیچیده بهتدریج و با تمرین مداوم و ارزیابیهای مستمر رشد میکنند. با طراحی فعالیتها و ارزیابیهایی که از ساده به پیچیده پیش میروند، دانشآموزان میتوانند بهطور سیستماتیک و بر اساس تواناییهای خود به مهارتهای بالاتر دست یابند.
.
رویکرد UbD در آموزش تئاتر
در آموزش تئاتر، مدل UbD بهویژه در بخش سنجش مبتنی بر عملکرد، خود را نشان میدهد. بهجای استفاده از سنجش مرسوم و غیرواقعی، در این رویکرد، دانشآموزان از طریق انجام کارهای واقعی و مبتنی بر حرفههای تئاتری ارزیابی میشوند. برای مثال، دانشآموزان میتوانند در نقد یک اجرای تئاتری، طراحی صحنه یا حتی در ارائه یک نمایش کوتاه در کلاس شرکت کنند. این نوع ارزیابیها نه تنها یادگیری را در عمل تقویت میکنند بلکه امکان بازخورد مستمر را نیز فراهم میآورند که به دانشآموزان کمک میکند تا مهارتهای خود را بهبود بخشند.
بهعنوان مثال، در یک کلاس تئاتر، دانشآموزان میتوانند در نقد یک نمایش شرکت کنند. این فعالیتها همانطور که در مدل UbD تاکید شده، اهداف یادگیری را بهطور ملموس و کاربردی به دانشآموزان منتقل میکنند. در این فرآیند، ارزیابی تنها بهعنوان یک ابزار اندازهگیری عملکرد نیست، بلکه خود بخشی از فرآیند یادگیری است که به دانشآموزان کمک میکند تا درک بهتری از مفاهیم تئاتر و هنر پیدا کنند.
.
در لینک زیر میتوانید نمونهای از طرح یادگیری هنر را مشاهده کنید:
https://digitalcommons.trinity.edu
در این طرح یادگیری که مربوط به کلاس هنر “AP Studio Art” است، دانشآموزان به اجرای یک پروژه بلند مدت و مفصل در زمینه هنر و طراحی پرداخته و بهطور مستمر از طریق پرسش و پاسخهای هنری و تحلیل آثار، فرآیندها و ایدهها را بررسی میکنند. هدف اصلی آن است که دانشآموزان طی درگیر شدن با پرسشهایی مهم در مورد تجربهها و آثاری که خلق میکنند، موضوعات هنری شخصی و معنادار خود را انتخاب کرده و به بررسی عمیق آنها بپردازند.
این پروژه شامل اکتشاف آثار مختلف، تمرین و بازنگری است تا به دانشآموزان کمک کند به یک سبک هنری منحصر به فرد برسند و “صدای هنری” شخصی خود را پیدا کنند. فعالیتهای درسی شامل ایجاد نقشههای ذهنی، اجرای ایدهها و انتخاب موضوعات مناسب برای بررسی روند ساخت آثار هنری است. در این مسیر، هنرمندان با استفاده از پرسشها و اکتشافات خود به سمت آثار مفهومی و نوآورانه حرکت میکنند، تا هم از نظر هنری و هم از نظر تکنیکی، به پیشرفتهای قابل توجهی دست یابند.
.
منابع مرتبط:
https://jaymctighe.com/wp-content/uploads/2011/04/Cornerstone-Tasks-in-Theater.pdf




