در کلاسهای درس، بارها از خودمان پرسیدهایم که «آیا دانشآموزان واقعاً آنچه را میآموزند را میفهمند یا فقط حفظ میکنند و بعد از چند روز فراموش میکنند؟» شاید بارها دیده باشیم که همان دانشآموزی که نمرهی بالایی میگیرد، وقتی در موقعیت تازهای قرار میگیرد، نمیتواند دانستههایش را به کار ببرد. در پاسخ به این دغدغه است که «فهم عمیق» بهعنوان یک مفهوم کلیدی در آموزش معنا پیدا میکند.
مدل «طراحی مبتنی بر فهم عمیق Understanding by Design یا به اختصار UbD که گرنت ویگینز و جی مکتای در کتاب معروف خود با همین عنوان معرفی کردهاند، بر این ایده استوار است که هدف آموزش، فقط کسب دانش نیست؛ بلکه ساختن «فهمی پایدار و قابل انتقال» است. اصطلاح Understanding در آثار ویگینز و مکتای به سطحی از یادگیری اشاره دارد که متضمن تبیین، تفسیر و بکاربردن در موقعیتهای تازه است؛ ازاینرو ما برای پرهیز از خلط با معنای رایج و نسبتا سطحیِ «فهم» در زبان فارسی، آن را «فهم عمیق» برگرداندهایم. آنها تاکید دارند که:
«فهم به معنای توانایی استفادهی انعطافپذیر از دانش در موقعیتهایی است که پیشتر تجربه نشدهاند.»
(Wiggins & McTighe, 2005, p. 39)
در مدل UbD، طراحی آموزشی سه گام دارد. در گام نخست روشن میشود که دانشآموزان در پایان طرح یادگیری چه چیزهایی را باید واقعاً بفهمند و بتوانند انجام دهند. این مرحله، تعیین نتایج مطلوب است؛ جایی که مقصد یادگیری مشخص میشود. در گام دوم، یعنی «سنجش عملکردی یا شواهد دیگر»، معلم به این میپردازد که از کجا میتواند مطمئن شود دانشآموز به فهم عمیق رسیده است. ویگینز و مکتای تأکید دارند که شواهد فهم عمیق را نمیتوان فقط از طریق آزمونهای کتبی یا پرسشهای محدود بهدست آورد. فهم زمانی آشکار میشود که فراگیر بتواند در عمل کاری انجام دهد.کاری که نشان دهد معنا را درونی کرده و میتواند آن را در موقعیتی تازه به کار ببرد. برای همین، در UbD از «ارزشیابی عملکردی» استفاده میشود: موقعیتهایی واقعی یا شبیهسازیشده که در آن دانشآموز باید دانستههایش را تحلیل، ترکیب یا اجرا کند. در کنار این سنجشها، شواهد دیگری مانند خودسنجیهای فردی، گفتگوهای کلاسی، یا نمونهکارهای دانشآموز نیز به معلم کمک میکنند تا مسیر یادگیری را ببیند.
در گام سوم، یعنی طراحی مسیر یادگیری، فعالیتها و تجربههایی انتخاب میشوند که دانشآموز را به فهمی عمیقتر برسانند. این مرحله زمانی معنا دارد که بدانیم «فهم عمیق» چیست و چطور میتوان آن را دید و پرورش داد. در همین راستا ویگینز و مکتای مفهوم «ابعاد ششگانهی فهم عمیق» را مطرح میکنند. شش شیوهای که از خلال آن میتوان فهم واقعی را به صورت ملموس بررسی کرد.
به بیان دیگر، فهم عمیق در مدل UbD فقط یک هدف نیست؛ معیارِ کیفیت طراحی آموزشی است. اگر دانشآموزان نتوانند آموختههایشان را توضیح دهند، تفسیر کنند، به کار ببرند یا از زاویهای دیگر ببینند، هنوز به فهم عمیق نرسیدهاند. این تاکید نوعی چرخش از آموزش مبتنی بر محتوا به آموزش مبتنی بر معناست. در این نگاه، دانستن فقط نقطهی شروع است؛ فهمیدن، مقصد یادگیری است.
ابعاد ششگانهی فهم عمیق (The Six Facets of Understanding)
برای آنکه طراحان آموزشی بتوانند «فهم عمیق» را قابل مشاهده و سنجشپذیر کنند، ویگینز و مکتای آن را در قالب شش بُعد یا وجه تعریف کردند. هر بعد، نوعی شواهد یادگیری است که نشان میدهد دانشآموز واقعاً فهمیده است. هرکدام از این ابعاد میتواند پایهای برای طراحی فعالیتها، گفتوگوهای کلاسی، یا معیارهای ارزشیابی باشد.
| ردیف | ابعاد فهم عمیق | تعریف ساده | نشانهها |
|---|---|---|---|
| ۱ | توضیح دادن (Explain) | توانایی بیان علتها، روابط و چراییها | دانشآموز میتواند «چرایی و چگونگی» را به زبان خودش توضیح دهد. |
| ۲ | تفسیر کردن (Interpret) | معنا دادن به پدیدهها و روایت تجربهها | میتواند مفاهیم داستان، نمودار یا رویداد را تفسیر کند. |
| ۳ | بهکار بردن (Apply) | استفاده از آموختهها در موقعیتهای جدید | دانش را در زندگی واقعی یا مسئلههای جدید به کار میگیرد. |
| ۴ | تغییر دیدگاه (Shift perspectives) | دیدن از منظر دیگران یا نظریههای متفاوت | میتواند استدلالهای متنوع را بفهمد و از زاویه دید آنها زاویه دید خودش را بازبینی کند. |
| ۵ | همدلی کردن (Empathize) | فهم احساسات و دیدگاههای دیگران | با نقشها و شرایط انسانی دیگر ارتباط برقرار میکند. |
| ۶ | خودسنجی (Self-assess) | آگاهی از فرایند یادگیری خود | نقاط قوت و ضعف خود را میشناسد و اصلاح میکند. |
کارکرد ابعاد فهم عمیق در طراحی آموزشی
در مرحلهی اول طراحی (تعیین نتایج مطلوب)، این شش بعد به طراحانی که شایستگیها را لحاظ میکنند، کمک میکند تا نتایج یادگیری سطح بالا را تعریف کنند. مثلاً: بهجای اینکه انتظار داشته باشیم: «دانشآموز انواع جمله را بشناسد» و در همین سطح باقی بمانیم،
میتوان انتظار داشت: «دانشآموز بتواند به زبان خودش توضیح دهد چرا در موقعیتهای مختلف از ساختارهای متفاوت جمله استفاده میشود.»
در مرحلهی دوم (سنجش)، معلم از این ابعاد برای طراحی شواهد عملکردی استفاده میکند. برای نمونه، برای بُعد «به کار بردن»، میتوان از دانشآموز خواست تا آموختههای علمی خود را در حل یک مسئلهی واقعی به کار گیرد.
در مرحلهی سوم (برنامهی یادگیری)، ابعاد فهم عمیق به ما یادآوری میکنند که فعالیتهای یادگیری باید فرصت «فکر کردن و معنا ساختن» را فراهم کند، نه صرفاً تکرار و تمرین.
نگاهی به جدول ابعاد فهم عمیق در عمل
جدول زیر نمونههایی از هر یک از ابعاد فهم را در قالب پرسشها و افعال برانگیزاننده نشان میدهد. این نمونهها به ما کمک میکنند تا هنگام طراحی فعالیتها، نوع تفکری را که میخواهیم در دانشآموز پدیدار شود را شفافتر در نظر بگیریم.
| ردیف | ابعاد فهم عمیق | قالبهای نمونهی پرسش | افعال برانگیزاننده |
|---|---|---|---|
| ۱ | توضیح دادن (Explain) | – علت … چیست؟ چرا اتفاق میافتد؟
– آثار … چیست؟ چگونه وجود میآید؟ |
نشان دادن، به تصویر کشیدن، توصیف کردن، نتیجهگیری، توجیه کردن |
| ۲ | تفسیر کردن (Interpret) | – متن چه پیامی دارد؟
– این تصویر دربارهی چیست؟ – بیت شاعر چه احساسی را بیان میکند؟ |
مقایسه کردن، منطق را بیان کردن، معنا دادن، داستان گفتن |
| ۳ | بهکار بردن (Apply) | – چگونه میتوانیم از این قانون در زندگی واقعی استفاده کنیم؟
– در چه موقعیتهایی به ما کمک میکند؟ |
ساختن، اجرا کردن، عمل کردن، تصمیم گرفتن |
| ۴ | تغییر دیدگاه (Shift perspectives) | – رویکردهای مختلف چه دیدگاههایی دارند؟
– اگر از زاویهی دیگر نگاه کنیم، چه تغییری رخ میدهد؟ |
انتقاد کردن، استدلال کردن، ارتباط دادن، تحلیل کردن |
| ۵ | همدلی کردن (Empathize) | – اگر جای شخصیت داستان بودی چه حسی داشتی؟
– احتمالاً چه احساسی تجربه کرده است؟ |
خود را جای دیگری گذاشتن، تصور کردن، ارتباط برقرار کردن، تشبیه کردن |
| ۶ | خودسنجی (Self-assess) | – واقعاً چه چیزی را یاد گرفتهام؟
– در چه زمینههایی نیاز به تمرین بیشتر دارم؟ |
بازبینی کردن، بازاندیشی، قضاوت کردن، تشخیص دادن |
این جدول کمک میکند تا ابعاد فهم عمیق چهرهای عملی و قابللمس پیدا کند. هر سطر از جدول، پلی است میان نظریه و کلاس درس: پرسشهای نمونه به ما نشان میدهند چگونه میتوانیم این ابعاد را در گفتوگوها و تکالیف یادگیری وارد کنیم، و افعال برانگیزاننده یادآور میشوند که «فهم عمیق» در رفتار و زبان دانشآموز نمود پیدا میکند.. وقتی در طراحی خود از چنین پرسشها و افعالی استفاده کنیم، مسیر یادگیری را از دانستن به سمت ساخت معنا و انتقال یادگیری هدایت کردهایم.
نسبت ابعاد فهم عمیق با چارچوب سطوح یادگیری AMT
ابعاد ششگانهی فهم عمیق در مدل UbD در واقع نشانههایی هستند که مشخص میکنند که یادگیرنده از مرحلهی «اکتساب» عبور کرده و وارد مراحل بالاتر یادگیری، یعنی «معناسازی» و «انتقال» در چارچوب AMT شده است. در مرحلهی دانستن، دانشآموز فقط اطلاعات را میگیرد و بازگو میکند؛ اما وقتی میتواند چراییها را توضیح دهد، معنا و پیام پدیدهای را تفسیر کند، آموختههایش را در موقعیتهای تازه به کار ببرد، از زاویهی دیگری به موضوع نگاه کند، احساس و تجربهی دیگران را فهم کند یا مسیر یادگیری خودش را بازبینی کند، نشان میدهد که یادگیری در او به فهم عمیق تبدیل شده است. این همان نقطهای است که معنا ساخته میشود و دانش به تجربهای قابلانتقال و ماندگار تبدیل میگردد.




