در فضای آموزشی رایج، طراحی آموزشی اغلب با طرح درس شناخته میشود؛ متنی که مشخص میکند معلم در یک جلسه چه میگوید و چه فعالیتی را اجرا میشود. این نوع طراحی اگرچه به نظم اجرایی کمک میکند، اما معمولاً یادگیری را به مجموعهای از جلسات مستقل تقلیل میدهد و کمتر به شکلگیری فهم عمیق توجه دارد.
مدل Understanding by Design (UbD) با نقد همین نگاه کوتاهمدت به آموزش شکل گرفته است. در UbD، مسئلهی اصلی «پوشش محتوا» یا «اجرای فعالیتهای جذاب» نیست، بلکه مسئله اصلی طراحی آگاهانهی مسیری است که یادگیرنده را به فهمی معنادار و پایدار میرساند. به همین دلیل، در این مدل «واحد یادگیری» جایگزین طرح درس میشود. واحد یادگیری معمولا بازه زمانی شامل ۲ الی ۴ هفته را شامل میشود.
برای فهم اینکه چرا در UbD بهجای طرح درس از واحد یادگیری استفاده میشود، باید ابتدا تفاوت دو رویکرد در طراحی آموزشی را روشن کنیم. در رویکرد رایجِ طرح درس، نقطهی شروع طراحی معمولاً «جلسه» است: اینکه در این کلاس چه فعالیتی اجرا شود، کدام صفحهی کتاب تدریس گردد و زمان چگونه پر شود. در این منطق، یادگیری اغلب به نتیجهی اجرای فعالیتها واگذار میشود.
در مقابل، UbD از نقطهای متفاوت آغاز میکند. سؤال محوری این مدل نه دربارهی آنچه معلم در یک جلسه انجام میدهد، بلکه دربارهی آن فهمی است که انتظار میرود دانشآموز در پایان یک مسیر یادگیری به آن برسد. وقتی طراحی از «فهم پایانی» آغاز میشود، ناگزیر نگاه ما از جلسهی منفرد فاصله میگیرد و به سمت طراحی تجربههایی حرکت میکند که در طول زمان گسترش مییابند، به یکدیگر متصلاند و امکان تعمیق تدریجی یادگیری را فراهم میکنند. واحد یادگیری پاسخی به همین نیاز است؛ چارچوبی که به معلم اجازه میدهد اهداف، ارزشیابی و فعالیتها را نه بهصورت پراکنده، بلکه در قالب یک مسیر منسجم ببیند. پنج ویژگی زیر نشان میدهند که واحد یادگیری چه فرصتهایی برای تحقق این رویکرد فراهم میکند و چرا در UbD جایگزین طرح درس شده است:
۱. واحد یادگیری؛ طراحی برای یادگیری در طول زمان
واحد یادگیری بهجای تمرکز بر یک جلسهی منفرد، بازهای چندهفتهای را در بر میگیرد و یادگیری را بهعنوان یک فرآیند زمانی در نظر میگیرد. این نگاه به معلم اجازه میدهد که از عجله برای انتقال سریع محتوا فاصله بگیرد و برای شکلگیری تدریجی فهم برنامهریزی کند. یادگیریِ عمیق نیازمند زمان است؛ زمان برای مواجهه، پرسش، خطا و بازاندیشی. واحد یادگیری این زمان را به رسمیت میشناسد و آن را به بخشی از طراحی آموزشی تبدیل میکند.
۲. پیوستگی تجربههای یادگیری بهجای فعالیتهای پراکنده
در واحد یادگیری، جلسات و فعالیتها بهصورت زنجیرهای و هدفمند طراحی میشوند. هر تجربهی یادگیری ادامهی منطقی تجربهی پیشین است و زمینه را برای گام بعدی فراهم میکند. این پیوستگی باعث میشود دانشآموز یادگیری را یک مسیر معنادار ببیند، نه مجموعهای از فعالیتهای جدا از هم. در چنین ساختاری، دانشآموز میفهمد چرا هر فعالیت انجام میشود و ارتباط آن را با کل مسیر یادگیری درک میکند.
۳. یادگیری بهعنوان فرایندی تدریجی و لایهلایه
یکی از مزیتهای مهم واحد یادگیری، امکان طراحی یادگیری بهصورت لایهلایه است. مفاهیم و مهارتها در یک مواجههی سطحی باقی نمیمانند، بلکه در طول زمان بازبینی و تعمیق میشوند. دانشآموز فرصت دارد برداشتهای اولیهی خود را اصلاح کند، ارتباطهای جدید بسازد و به درکی پختهتر برسد. در UbD، فهم عمیق نتیجهی تکرار مکانیکی نیست، بلکه حاصل مواجهههای متنوع و بازگشتهای هدفمند به ایدههاست؛ امکانی که فقط در قالب واحد یادگیری فراهم میشود.
۴. تمرکز بر ایدههای بزرگ بهجای پوشش محتوا
واحد یادگیری در UbD حول ایدههای بزرگ و پرسشهای اساسی شکل میگیرد. این تمرکز، نگاه معلم را از صفحات کتاب و فهرست مطالب فراتر میبرد و او را به پرسشهای بنیادین یادگیری هدایت میکند. وقتی طراحی بر اساس ایدههای بزرگ انجام میشود، کتاب درسی نقش مواد آموزشی را بازی میکند و دیگر هدف نهایی نیست. در نتیجه، یادگیری از سطح حفظ اطلاعات عبور میکند و به فهمی میرسد که قابلیت انتقال به موقعیتهای واقعی در زندگی را دارد.
۵. همراستایی اهداف، ارزشیابی و فعالیتهای یادگیری
در واحد یادگیری، اهداف، ارزشیابی و فعالیتهای آموزشی بهصورت جداگانه و مستقل از هم طراحی نمیشوند، بلکه از ابتدا در ارتباطی روشن و هدفمند قرار میگیرند. در چارچوب UbD، نخست مشخص میشود که دانشآموز در پایان واحد دقیقاً چه فهمی باید نشان دهد و این فهم قرار است از چه راههایی قابل مشاهده و سنجش باشد. وقتی شواهد مورد انتظار روشن شد، فعالیتهای یادگیری نه بهعنوان کارهای پراکندهی کلاسی، بلکه بهعنوان تمرینها و تجربههایی طراحی میشوند که دانشآموز را قدمبهقدم برای ارائهی همان شواهد آماده میکنند. در مقابل، در طرح درسهای جلسهمحور معمولاً فعالیتها زودتر از اهداف و ارزشیابی طراحی میشوند و ارتباط آنها با آنچه در نهایت سنجیده میشود همیشه شفاف نیست. واحد یادگیری این گسست را از بین میبرد و باعث میشود آموزش، تمرین و ارزشیابی در یک مسیر واحد و معنادار حرکت کنند.
بنابراین جایگزین شدن واحد یادگیری به جای طرح درس در مدل UbD، تغییری صرفاً فرمی یا اداری نیست، بلکه نشانهی یک تغییر عمیق در نگاه به یادگیری است. UbD ما را از تمرکز بر تدریس لحظهای و پراکنده، به طراحی آگاهانهی مسیر یادگیری هدایت میکند. واحد یادگیری این امکان را میدهد که یادگیری زمانمند، پیوسته، تدریجی و معنامحور باشد و حول ایدههای بزرگ شکل بگیرد. اگر هدف آموزش، ایجاد فهمی ماندگار و قابل انتقال است، واحد یادگیری در UbD نه یک انتخاب اختیاری، بلکه ضرورتی حرفهای در طراحی آموزشی به شمار میآید.




