سوالات اساسی؛ کلید یادگیری عمیق

سوالات اساسی

هدف این مقاله بررسی فرصت‌هایی است که سوالات اساسی در طراحی آموزشی ایجاد می‌کنند. سوالات اساسی در مدل UbD (Understanding by Design) نقشی کلیدی در فرآیند تدریس دارند و نه تنها به عنوان ابزارهایی برای ارزیابی، بلکه به عنوان چارچوب‌هایی برای طراحی هدفمند آموزش و یادگیری عمل می‌کنند. این مقاله به بررسی ویژگی‌ها و فرصت‌هایی می‌پردازد که سوالات اساسی برای معلمان و دانش‌آموزان فراهم می‌کنند و چگونگی کمک این سوالات به بهبود کیفیت آموزش، یادگیری معنادار و پایدار را توضیح می‌دهد.

در این مقاله به مواردی همچون هدایت به سمت فهم عمیق، راهنمای انتخاب و اولویت‌بندی اهداف آموزشی، ایجاد بستری برای فعالیت‌های یادگیری معنادار و هدایت طراحی ارزشیابی‌های تکوینی و پایانی اشاره خواهد شد. علاوه بر این، توضیح داده می‌شود که چگونه سوالات اساسی می‌توانند پیوستگی بین دروس و رشته‌ها را ایجاد کرده، هدف‌مندی روشن‌تر در طراحی درس‌ها را فراهم آورند و به تعاملات کلاسی معنادار و بازخوردهای مؤثر هدایت کنند. این مقاله در نهایت به بررسی چگونگی طراحی آموزش‌های منعطف و قابل تطبیق و توانمندسازی دانش‌آموزان در فرآیند یادگیری پرداخته و نمونه‌هایی کاربردی برای هر یک از این جنبه‌ها ارائه می‌دهد.

  1. هدایت به سمت فهم عمیق
    استفاده از سوالات اساسی معلم را از رویکرد سنتی «تدریس فصل‌به‌فصل کتاب» دور می‌کند و به سوی طراحی یادگیری بر پایه‌ی درک مفهومی و ماندگار هدایت می‌نماید. سوالات اساسی دانش‌آموزان را به سمت تفکر عمیق هدایت می‌کنند. این سوالات از آن‌ها می‌خواهند که مفاهیم را تنها به یاد نیاورند، بلکه آن‌ها را تحلیل کنند، مقایسه کنند، ارزیابی کنند و به کار ببرند.

مثال: در درس ریاضی، سوال اساسی مانند “چگونه می‌توان از معادلات خطی برای حل مسائل واقعی یا پیش‌بینی نتایج استفاده کرد؟” باعث می‌شود که دانش‌آموزان فراتر از یادگیری صرف فرمول‌ها، به کاربرد عملی آن‌ها در دنیای واقعی فکر کنند. این سوال نیاز به درک عمیق‌تری از مفاهیم ریاضی و نحوه استفاده از آن‌ها در شرایط مختلف دارد.

  1. راهنمای انتخاب و اولویت‌بندی اهداف و محتوا
    سوالات اساسی به معلمان کمک می‌کنند که اهداف آموزشی را به وضوح تعریف کنند و اولویت‌های یادگیری را مشخص نمایند. این سوالات مشخص می‌کنند که چه مفاهیم و مهارت‌هایی باید در کانون توجه قرار گیرند و به دانش‌آموزان کمک می‌کنند که تمرکز بیشتری بر مفاهیم اصلی و کلیدی داشته باشند.

مثلا در تدریس درس علوم، سوال اساسی مانند “چگونه تغییرات اقلیمی می‌توانند تأثیرات بلندمدتی بر اکوسیستم‌ها داشته باشند؟” باعث می‌شود که معلم تمرکز خود را بر مفاهیمی مانند تغییرات اقلیمی، تأثیرات آن بر محیط زیست و راه‌های مقابله با آن قرار دهد. از طرفی دیگر این سوال کمک می‌کند تا دانش‌آموزان به جای اینکه فقط اطلاعات پراکنده‌ای از تغییرات اقلیمی بیاموزند، درک عمیق‌تری از علل و پیامدهای آن‌ها پیدا کنند.

  1. بستری برای فعالیت‌های یادگیری معنادار
    اگر سوالات به درستی طراحی شوند، دانش‌آموزان می‌توانند ارتباطات جدیدی میان مفاهیم برقرار کنند، مفاهیم را به زندگی خود مرتبط کنند و به این ترتیب یادگیری برایشان معنادار می‌شود. فرض کنید معلمی در حال تدریس درس زبان و ادبیات فارسی است. سوال اساسی مانند “چگونه می‌توان از ادبیات برای بیان احساسات پیچیده و تجربه‌های انسانی استفاده کرد؟” باعث می‌شود که دانش‌آموزان به مفاهیم ادبیات نه تنها به عنوان آثار نوشتاری بلکه به عنوان وسیله‌ای برای انتقال احساسات و تجربیات انسانی فکر کنند. این سوال باعث می‌شود که دانش‌آموزان از یادگیری خود لذت ببرند و درک بهتری از ادبیات پیدا کنند.
  2. هدایت طراحی ارزشیابی‌های تکوینی و پایانی
    در طراحی آموزشی مبتنی بر UbD، سوالات اساسی به عنوان معیار مهمی برای طراحی ارزشیابی‌های تکوینی و پایانی عمل می‌کنند. چون این سوالات مستقیماً با مفاهیم و مهارت‌های کلیدی دانش‌آموزان مرتبط‌اند، معلمان می‌توانند ابزارهای ارزشیابی را به گونه‌ای طراحی کنند که نشان دهند دانش‌آموز تا چه حد به فهم عمیق رسیده است.
    در طول فرایند یادگیری، معلم می‌تواند پرسش‌ها، فعالیت‌ها و پروژه‌هایی را طراحی کند که به دانش‌آموز فرصت می‌دهد تا پاسخ‌های خود را به سوالات اساسی توسعه دهد. این ارزیابی‌ها به معلم بازخورد می‌دهند که آیا دانش‌آموز به فهم مطلوب نزدیک شده یا باید مسیر آموزش اصلاح شود، همچنین در پایان واحد یادگیری، معلم می‌تواند ابزارهایی مثل آزمون‌های عملکردی، مقاله‌های تحلیلی، یا پروژه‌های عملی را طراحی کند که دقیقاً با سوالات اساسی هم‌راستا هستند و نشان می‌دهند دانش‌آموز توانسته است مفاهیم را در عمق درک کرده و به کار ببرد.

بعنوان مثال در درس علوم، اگر سوال اساسی این باشد که «چگونه می‌توان تأثیرات منفی انسان بر محیط زیست را کاهش داد؟»، معلم می‌تواند یک پروژه گروهی طراحی کند که دانش‌آموزان در آن راهکارهای عملی برای کاهش اثرات زیست‌محیطی بررسی کنند و سپس آن را ارائه دهند. ارزیابی این پروژه، نشانگر درک واقعی دانش‌آموز از موضوع است، نه صرفاً یادگیری مفاهیم نظری.

  1. ایجاد پیوستگی بین دروس و رشته‌ها
    یکی از مزایای مهم سوالات اساسی این است که به دلیل تمرکز بر مفاهیم کلیدی و قابل انتقال، امکان ایجاد طراحی‌های بین‌رشته‌ای را فراهم می‌کنند. یعنی معلمان می‌توانند حول یک یا چند سوال اساسی، درس‌های مختلف را طوری طراحی کنند که دانش‌آموزان در حوزه‌های گوناگون علمی و اجتماعی، آن مفاهیم را به صورت یکپارچه یاد بگیرند.
    سوالاتی مثل «عدالت چیست و چگونه در جامعه تجلی می‌یابد؟» را می‌توان در درس‌های تاریخ، ادبیات، مطالعات اجتماعی و حتی فلسفه بررسی کرد. این سوال دانش‌آموز را به بررسی مفهوم عدالت در زمینه‌های مختلف و از زوایای متنوع تشویق می‌کند. این پیوستگی باعث می‌شود یادگیری دانش‌آموزان عمیق‌تر و معنادارتر شود، زیرا آن‌ها یاد می‌گیرند چگونه مفاهیم را در موقعیت‌ها و رشته‌های مختلف به کار گیرند و ببینند که دانش به صورت بخشی جدا افتاده نیست، بلکه یک کل یکپارچه است.

فرض کنید در یک پروژه بین‌رشته‌ای با محور سوال اساسی «چگونه علم و فناوری می‌توانند بر زندگی انسان تأثیر بگذارند؟»، دانش‌آموزان در درس علوم به بررسی فناوری‌های جدید می‌پردازند، در درس ریاضی به تحلیل داده‌های مربوط به این فناوری‌ها می‌پردازند و در درس زبان و ادبیات، مقاله یا ارائه‌ای درباره پیامدهای اجتماعی فناوری تهیه می‌کنند.

  1. هدایت هدفمند طراحی و تعامل در کلاس
    هدایت هدفمند طراحی و تعامل در کلاس به معنای آن است که معلم با تعریف سوالات اساسی و بزرگ، چارچوبی مشخص برای طراحی برنامه درسی و فعالیت‌های یادگیری ایجاد می‌کند. این چارچوب نه تنها مسیر تدریس را به‌گونه‌ای هدفمند و منسجم شکل می‌دهد، بلکه پایه‌ای محکم برای ایجاد تعاملات فعال و گفت‌وگوهای معنادار میان دانش‌آموزان و معلم فراهم می‌آورد.

زمانی که معلم بداند هر درس حول یک سوال یا مسئله مهم و چالش‌برانگیز شکل گرفته است، انگیزه بیشتری برای طراحی فعالیت‌هایی با کیفیت و خلاقانه خواهد داشت. این هدف‌مندی باعث می‌شود فعالیت‌های یادگیری صرفاً تکرار و انتقال اطلاعات نباشند، بلکه فرصتی برای تفکر عمیق، مشارکت فعال و تحلیل‌های سازنده فراهم کنند. از سوی دیگر، سوالات اساسی و هدفمند باعث می‌شوند فضای کلاس به محلی برای تعامل مستمر تبدیل شود؛ جایی که دانش‌آموزان می‌توانند دیدگاه‌های خود را مطرح کنند، بازخورد دریافت کنند و با یکدیگر و معلم گفت‌وگو کنند. این تعامل پویا، یادگیری را غنی‌تر و پایدارتر می‌سازد و دانش‌آموزان را به مشارکت فعال در فرآیند یادگیری ترغیب می‌کند.

  1. کمک به طراحی منعطف و قابل تطبیق
    از آنجا که سوالات اساسی محدود به پایه‌های تحصیلی نیستند، امکان طراحی منعطف و قابل تطبیق را برای مدارس و معلمان فراهم می‌کنند. این سوالات چارچوبی کلی ارائه می‌دهند که می‌توان آن‌ها را بر اساس سطح توانایی، نیازها و علاقه‌مندی‌های مختلف دانش‌آموزان منطبق کرد. به این ترتیب، معلمان می‌توانند فعالیت‌ها و پروژه‌های آموزشی متناسب با شرایط کلاس یا دانش‌آموزان مختلف طراحی کنند و آموزش را به شکل فردی‌سازی شده و مؤثری ارائه دهند. بنابراین این ویژگی انعطاف‌پذیر باعث می‌شود مدارس و معلمان با توجه به شرایط و سطح آمادگی دانش‌آموزان، بهترین زمان و روش را برای آموزش انتخاب کنند.

به عنوان مثال سوال اساسی در درس ریاضی: «چگونه می‌توانیم از الگوها برای پیش‌بینی و حل مسائل استفاده کنیم؟» در پایه‌های پایین‌تر، فعالیت‌ها می‌توانند شامل شناسایی و ادامه دادن الگوهای ساده عددی یا تصویری باشند. در پایه‌های بالاتر، دانش‌آموزان می‌توانند به مدل‌سازی‌های پیچیده‌تر بپردازند و از الگوها برای پیش‌بینی نتایج در مسائل واقعی استفاده کنند. این رویکرد باعث می‌شود آموزش برای همه دانش‌آموزان متناسب و معنادار باشد و یادگیری به بهترین شکل انجام شود.

  1. توانمندسازی دانش‌آموزان در فرآیند یادگیری
    سوالات اساسی زمینه‌ای فراهم می‌کنند که معلمان بتوانند فعالیت‌هایی طراحی کنند که دانش‌آموزان را به تفکر مستقل، پرسشگری و جستجوی فعالانه پاسخ‌ها تشویق می‌کند. این نوع طراحی آموزشی، برخلاف روش‌های مرسوم، دانش‌آموزان را در مرکز فرایند یادگیری قرار می‌دهد و به آن‌ها توانمندی می‌بخشد تا نقش فعالی در ساخت دانش خود ایفا کنند.

بعنوان مثال در درس تاریخ، سوال اساسی مانند «چه عواملی باعث تغییرات عمده در تاریخ شده‌اند؟» می‌تواند دانش‌آموزان را به تحقیق، بررسی منابع مختلف، و بحث درباره دلایل و پیامدهای رویدادهای تاریخی ترغیب کند. این فعالیت‌ها باعث می‌شود دانش‌آموزان فراتر از حفظ کردن مطالب، خودشان تحلیل‌گر و پژوهشگر شوند.

این رویکرد، اعتماد به نفس دانش‌آموزان را افزایش می‌دهد و آن‌ها را برای یادگیری مادام‌العمر آماده می‌کند.

  1. جهت‌دهی به بازخوردها و گفت‌وگوهای کلاسی
    سوالات اساسی علاوه بر اینکه چارچوب طراحی درس را شکل می‌دهند، نقش بسیار مهمی در جهت‌دهی به گفت‌وگوها، بازخوردها و فضای فکری کلاس دارند. این سوالات بستر گفت‌وگوهای معنادار میان معلم و دانش‌آموزان فراهم می‌کنند که باعث تعمیق فهم و ارتقای کیفیت یادگیری می‌شود.

مثلا در درس فارسی، سوال اساسی مانند «چگونه شخصیت‌های داستان نشان‌دهنده تضادهای انسانی هستند؟» می‌تواند محور بحث‌های کلاسی، نقد و بررسی و بازخوردهای معلم و هم‌کلاسی‌ها باشد. این گفت‌وگوها دانش‌آموزان را تشویق می‌کند تا نظرات خود را بیان کنند، به دیدگاه‌های دیگران گوش دهند و به درک عمیق‌تری از متن برسند. این تعاملات مستمر و هدفمند باعث می‌شود فضای کلاس به محیطی پویا و الهام‌بخش برای یادگیری تبدیل شود.

بنابراین، همانطور که در متن توضیح داده شد، سوالات اساسی با هدایت فرآیند یادگیری به سمت درک عمیق و معنادار، به دانش‌آموزان امکان تحلیل و کاربرد مفاهیم را می‌دهند. این سوالات همچنین به تسهیل ارتباطات میان رشته‌ها، تقویت تفکر انتقادی و حل مسائل کمک کرده و یادگیری را انعطاف‌پذیر و پایدار می‌سازند.

نویسنده

  • سمیه رزبان

    دانشجوی دکتری در رشته تکنولوژی آموزشی
    عضو شورای راهبری پژوهشکده سرمد
    راهبر تولید بسته های آموزشی در ساختار UbD در بنیاد سرمد

به اشتراک بگذارید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پست های مرتبط