چطور میتوان در طراحی فعالیتهای یادگیری به تفاوت دانشآموزان توجه کرد؟
اگر چند سال در کلاس درس تدریس کرده باشید، احتمالاً این تجربه برایتان آشناست: یک فعالیت برای بخشی از کلاس بیش از حد ساده است، برای چند دانشآموز گیجکننده است و برای گروهی دیگر جذاب و درگیرکننده. در ظاهر همه دانشآموزان «یک فعالیت» انجام میدهند، اما کیفیت یادگیری آنها یکسان نیست.
همین مسئله یکی از دلایل شکلگیری مفهوم Differentiation در آموزش است؛ مفهومی که در سالهای اخیر به یکی از ایدههای مهم در طراحی یادگیری تبدیل شده است. البته این واژه گاهی اشتباه فهمیده میشود. بعضی معلمان تصور میکنند منظور از آن فقط «سادهتر یا سختتر کردن تمرینها»ست و بعضی دیگر فکر میکنند باید برای هر دانشآموز یک برنامه کاملاً جداگانه طراحی کرد. اما در عمل، ماجرا نه آنقدر ساده است و نه آنقدر پیچیده.
Differentiation دقیقاً چیست؟
در سادهترین تعریف، Differentiation یعنی طراحی یادگیری به شکلی که تفاوتهای فردی میان یادگیرندگان دیده شود. در این نگاه، معلم میپذیرد که دانشآموزان:
- پیشدانستههای متفاوتی دارند،
- با سرعت یکسان پیش نمیروند،
- به میزان متفاوتی از حمایت نیاز دارند،
- علایق متفاوتی دارند،
- همچنین ممکن است برای درگیر شدن با یادگیری یا نشان دادن فهم خود، ترجیحات متفاوتی داشته باشند.
در نتیجه، قرار نیست همه دانشآموزان دقیقاً از یک مسیر به فهم برسند، حتی اگر هدف یادگیری برای همه مشترک باشد.
در چارچوب طراحی برای فهم عمیق (Understanding by Design) نیز همین ایده دیده میشود. در UbD، مفاهیم و شایستگیها معمولاً برای همه دانشآموزان مشترکاند، اما در طراحی فعالیتهای یادگیری میتوان انعطاف ایجاد کرد تا دانشآموزان از مسیرهای متنوعتری به آن فهم عمیق برسند. در سازماندهی فعالیتها در UbD این نوع از فعالیتها با عنوان T متمایز میشوند.
Differentiation با شخصیسازی یادگیری چه تفاوتی دارد؟
گاهی Differentiation با Personalized Learning یا «شخصیسازی یادگیری» یکی در نظر گرفته میشود، در حالی که این دو دقیقاً یک مفهوم نیستند.
در فعالیتهایی که تفاوتهای فردی را لحاظ میکنند، معلم همچنان چارچوب اصلی یادگیری را طراحی میکند. اهداف، نتایج مورد انتظار و بخش مهمی از شواهد یادگیری مشترکاند، اما معلم در مسیر رسیدن به این اهداف انعطاف ایجاد میکند. مثلاً برخی دانشآموزان ممکن است با تحلیل الگو جلو بروند، برخی با مدلسازی و برخی با حل مسئله واقعی.
اما در شخصیسازی یادگیری، میزان اختیار دانشآموز بیشتر میشود. یادگیرنده ممکن است درباره موضوع پروژه، سرعت یادگیری، منابع یا حتی بخشی از مسیر آموزشی تصمیمگیری کند. به بیان دیگر، در شخصیسازی، خودِ یادگیرنده نقش فعالتری در طراحی مسیر یادگیریاش دارد.
بنابراین میتوان گفت:
در Differentiation، معلم مسیرهای متنوعی برای رسیدن به یک هدف مشترک طراحی میکند؛ اما در Personalized Learning، خودِ مسیر یادگیری نیز تا حد زیادی بر اساس انتخابها و ویژگیهای هر یادگیرنده شکل میگیرد.
توجه به تفاوتهای فردی یعنی باور به «سبکهای یادگیری»؟
یکی از سوءبرداشتهای رایج درباره این موضوع، ارتباط دادن آن با ایده «سبکهای یادگیری» است. سالها این ایده مطرح بود که بعضی دانشآموزان صرفاً دیداریاند، بعضی شنیداریاند و بعضی حرکتی؛ و آموزش باید دقیقاً مطابق همین دستهبندیها طراحی شود. اما در سالهای اخیر شواهد علمی حمایت محکمی از این دستهبندیهای ثابت و قطعی نمیکنند.
بنابراین وقتی از توجه به تفاوتهای فردی صحبت میکنیم، منظور این نیست که هر دانشآموز فقط از یک مسیر خاص یاد میگیرد. مسئله بیشتر این است که دانشآموزان ممکن است برای ورود به یادگیری، درگیر شدن با یک مفهوم یا نشان دادن فهم خود، نیازها و ترجیحات متفاوتی داشته باشند.
برای مثال، بعضی دانشآموزان با مثالهای واقعی و کاربردی بیشتر درگیر میشوند، بعضی از طریق کشف الگو، برخی با گفتوگو و توضیح دادن، و بعضی زمانی بهتر پیش میروند که معلم حمایت مرحلهبهمرحله در اختیارشان بگذارد. طراحی فعالیتهای متنوع به معلم کمک میکند فرصتهای بیشتری برای درگیر شدن دانشآموزان با یادگیری ایجاد کند.
فعالیتی که تفاوتهای فردی را لحاظ میکند چه ویژگیای دارد؟
یکی از مهمترین ویژگیهای این نوع فعالیتها این است که فقط بر «حجم تمرین» تمرکز نمیکنند. در بسیاری از کلاسها، تفاوتگذاری فقط به این معناست که:
- یک گروه تمرین کمتر حل کند،
- و گروه دیگر سؤال سختتر بگیرد.
اما این رویکرد معمولاً تفاوتهای واقعی در فرایند یادگیری را پوشش نمیدهد.
در فعالیتهایی که تفاوتهای فردی را لحاظ میکنند، تفاوت میتواند در نوع تفکر، میزان حمایت، باز یا بسته بودن مسئله، نوع مثالها یا شیوه نشان دادن یادگیری باشد.
مثلاً در موضوع ب.م.م و ک.م.م در ریاضی پایه ششم:
- یک دانشآموز ممکن است از طریق کشف الگو در جدول مضارب مفهوم را بهتر درک کند،
- دانشآموز دیگری با تحلیل یک موقعیت واقعی،
- و فردی دیگر زمانی بهتر جلو برود که مراحل کار برایش ساختاربندی شده باشد.
در همه این حالتها، هدف یادگیری یکسان است، اما مسیر رسیدن به آن انعطاف بیشتری پیدا کرده است.
یکی از مهمترین راههای طراحی این فعالیتها: تنوع در نوع تفکر
در بسیاری از فعالیتهای کلاسی، همه دانشآموزان دقیقاً یک کار انجام میدهند: حل کردن. اما یادگیری عمیق معمولاً زمانی اتفاق میافتد که دانشآموزان فرصت پیدا کنند به شیوههای متفاوت فکر کنند.
برای مثال در یک فعالیت ریاضی، یک دانشآموز میتواند روشش را توضیح دهد، دانشآموز دیگری دو راهحل را مقایسه کند، فردی خطای یک پاسخ اشتباه را تحلیل کند و دانشآموز دیگری مسئلهای واقعی طراحی کند که از همان مفهوم استفاده کند.
در چنین فضایی، فعالیت فقط «تمرین محاسباتی» نیست؛ بلکه به فرصتی برای استدلال، تحلیل، انتقال و ساختن معنا تبدیل میشود.
مسئلههای باز، فضای بیشتری برای تفاوتها ایجاد میکنند
فعالیتهای کاملاً بسته معمولاً فقط یک مسیر مشخص برای فکر کردن دارند. اما مسئلههای بازتر به دانشآموزان اجازه میدهند با سطحهای متفاوتی از فهم وارد یادگیری شوند.
مثلاً به جای اینکه فقط بگوییم:
«ب.م.م ۱۸ و ۲۴ را پیدا کن»
میتوان پرسید:
«دو عدد پیدا کن که ب.م.م آنها ۶ باشد. »
یا:
«چه ویژگیهایی باعث میشود دو عدد ب.م.م بزرگی داشته باشند؟»
در این نوع سؤالها، دانشآموزان میتوانند از راهبردها و سطحهای متفاوتی استفاده کنند و همین ویژگی، فضا را برای توجه به تفاوتهای فردی باز میکند.
حق انتخاب، درگیری ذهنی دانشآموزان را بیشتر میکند
یکی دیگر از ویژگیهای مهم این نوع طراحی، ایجاد فرصت انتخاب برای دانشآموزان است. وقتی دانشآموز بتواند بخشی از مسیر یادگیری یا شیوه نشان دادن فهم خود را انتخاب کند، معمولاً درگیری ذهنی و احساس مالکیت بیشتری نسبت به یادگیری پیدا میکند.
برای مثال، معلم میتواند به دانشآموزان اجازه دهد یکی از این روشها را برای نشان دادن فهم خود انتخاب کنند:
- طراحی پوستر
- توضیح ویدئویی
- ساخت مسئله واقعی
- یا مدلسازی تصویری
در چنین شرایطی، همه دانشآموزان هنوز به سمت یک هدف یادگیری مشترک حرکت میکنند، اما الزاماً از یک مسیر واحد عبور نمیکنند.
جمعبندی
توجه به تفاوتهای فردی در طراحی یادگیری به این معنا نیست که معلم برای هر دانشآموز یک برنامه کاملاً جداگانه بنویسد یا کلاس را به مجموعهای از فعالیتهای پراکنده تبدیل کند. مسئله اصلی این است که طراحی فعالیتهای یادگیری بپذیرد دانشآموزان همیشه با سرعت، نیازها و ترجیحات یکسان وارد یادگیری نمیشوند.
وقتی فعالیتها با این نگاه طراحی شوند، کلاس از فضایی که همه باید دقیقاً یک مسیر ثابت را طی کنند، به محیطی تبدیل میشود که در آن دانشآموزان فرصت بیشتری برای فکر کردن، انتخاب کردن، استدلال کردن و ساختن فهم پیدا میکنند. در چنین کلاسی، تفاوتها نه مانع یادگیری، بلکه بخشی طبیعی و ارزشمند از فرایند یادگیریاند.





