باور مشترک ما که منجر به خلق این مسیر شد
خیلی وقتها بهبود فرایندهای آموزش از یک سوال ساده شروع میشود؛ از لحظهای که معلم بعد از کلاس با خودش میگوید: «دانشآموزان واقعا فهمیدند یا فقط فعالیت را انجام دادند؟»
برای ما هم مسیر تربیت راهبر UbD از همین جنس پرسشها شروع شد. از دل تجربههای واقعی مدرسه، از گفتوگو با معلمان، دیدن طرحهای یادگیری، بازخوردها، آزمون و خطاها، و از این دغدغه که چطور میشود نگاه به یادگیری عمیق را در مدرسهها جدیتر، ماندگارتر و حرفهایتر کرد.
ما در بنیاد سرمد، بعد از حدود پنج سال تجربه در کار با رویکرد Understanding by Design یا همان UbD، و پس از همراهی با چند مدرسه پایلوت، کمکم به این نتیجه رسیدیم که برای گسترش این نگاه، فقط برگزاری دوره و کارگاه کافی نیست. کارگاه میتواند شروع خوبی باشد، اما اگر قرار است این نگاه در مدرسه بماند و توسعه پیدا کند و به مسئلههای واقعی معلمان گره بخورد، به معلمانی نیاز داریم که در دل مدرسه و کنار معلمان، این مسیر را راهبری کنند.
هر چه پیش رفتیم ایده «تربیت راهبر UbD» برای ما جدیتر شد.
نقش راهبر UbD چیست؟
منظور ما از راهبر، کسی نیست که فقط چند اصطلاح تخصصی بداند یا بتواند یک قالب طراحی آموزشی را پر کند. راهبر UbD کسی است که یاد گرفته با چشم یک طراح آموزشی به کلاس نگاه کند. میتواند بپرسد هدف اصلی این واحد یادگیری چیست؟ دانشآموز قرار است در پایان مسیر چه چیزی را عمیقتر بفهمد؟ از کجا میفهمیم این فهم اتفاق افتاده؟ فعالیتهایی که طراحی کردهایم واقعاً به آن فهم کمک میکنند یا فقط کلاس را پرجنبوجوشتر میکنند؟
راهبر قرار نیست به جای معلم طراحی کند. قرار است کنار معلم حضوری مشفقانه داشته باشد و کمک کند طرح یادگیری بهتر تدوین شود، دقیقتر فهم شود و حرفهایتر تکثیر شود. راهبری گاهی با یک پرسش خوب، گاهی با یک بازخورد روشن، گاهی با کمک به مستندسازی یک تجربه موفق، و گاهی با ایجاد فرصتی برای گفتوگوی چند معلم درباره یک مسئله مشترک پیش میرود.
ما باور داریم بسیاری از مسئلههای مهم مدرسه، همین حالا روی میز مدرسههاست. در تجربههای کوچک اما مهمی که هر روز رخ میدهند. برای همین، تغییر آموزشی اگر بخواهد واقعی و ماندگار باشد، باید از همین نقطه شروع شود؛ از مسئلههای اصیل مدرسه، نه فقط از نسخههای کلی و آماده.
مزیتها و فرصتهای تربیت راهبران UbD
یکی از امیدهای ما در این مسیر، رشد طراحی واحدهای یادگیری است. سناریوهایی که فقط مجموعهای از فعالیتها نیستند، بلکه مسیر یادگیری را روایت میکنند؛ از نقطه شروع تا رسیدن به فهمی عمیقتر. در چنین طراحیای، فعالیتها پراکنده و جدا از هم نیستند. هر بخش از مسیر، دلیلی دارد. دانشآموز فرصت میکند تجربه کند، فکر کند، اشتباه کند، بازخورد بگیرد، بازنگری کند و کمکم معنای یادگیری را برای خودش بسازد.
مزیت دیگر این مسیر، تکثیر تجربههای خوب است. در مدرسهها تجربههای درخشانی وجود دارد که گاهی فقط در کلاس یک معلم باقی میماند. یک فعالیت خوب، یک پروژه موفق، یک پرسش اثرگذار، یک شیوه تازه برای بازخورد دادن، یا حتی یک تجربه کوچک که مسیر یادگیری چند دانشآموز را تغییر داده است. اگر این تجربهها دیده، ثبت و تحلیل نشوند، بهسادگی از دست میروند. راهبر میتواند کمک کند این تجربهها از حالت فردی و پنهان خارج شوند و به دانش مشترک مدرسه تبدیل شوند.
این کار برای خود معلمان هم مهم است. وقتی معلم میبیند طرحش قابل گفتوگوست، تصمیمهای آموزشیاش قابل تحلیل است و تجربهاش میتواند برای دیگران الهامبخش باشد، نسبتش با کار خودش تغییر میکند. او دیگر فقط مجری یک برنامه درسی نیست؛ خودش را بهعنوان طراح یادگیری میبیند. این نگاه، هم اعتمادبهنفس حرفهای معلم را تقویت میکند و هم شأن تخصصی کار او را جدیتر نشان میدهد.
از طرفی، تربیت راهبر میتواند بستری برای مدیریت دانش در بومهای مختلف آموزشی باشد. هر مدرسه، هر منطقه و هر گروه از معلمان، تجربهها و مسئلههای خاص خود را دارند. ما نمیخواهیم همه مدرسهها شبیه هم شوند. اتفاقاً ارزش کار در این است که هر بوم آموزشی بتواند تجربههای خودش را بفهمد، مستند کند و با دیگران به اشتراک بگذارد. راهبران میتوانند حلقه اتصال این تجربهها باشند؛ کسانی که هم زبان مدرسه را میفهمند، هم زبان طراحی یادگیری را.
این مسیر برای ما یک برنامه تمامشده و قطعی نیست. خود مسیر هم مثل هر طراحی آموزشی خوب، نیاز به بازخورد، بازنگری و بهتر شدن دارد. ما آن را شروع کردهایم، از آن یاد میگیریم، اصلاحش میکنیم و در دورههای بعدی پختهتر ادامه میدهیم.
تربیت راهبر UbD برای ما فقط تربیت چند فرد آموزشدیده نیست. تلاشی است برای ساختن یک شبکه یادگیرنده؛ شبکهای از معلمانی که یادگیری عمیق را جدی میگیرند، درباره طراحی آموزشی با هم گفتوگو میکنند، تجربههای خوب را مستند میکنند و کمک میکنند تغییر آموزشی از درون مدرسهها جوانه بزند.
شاید مهمترین امید ما همین باشد: اینکه مدرسهها بتوانند از دل تجربههای خودشان رشد کنند؛ با معلمانی که کارشان را قابل ارتقا، قابل گفتوگو و عمیقاً تخصصی میبینند.






