آشنایی با اصول طراحی آموزشی، آغاز مسیر است. اما فاصلهای جدی میان «دانستن اصول UbD» و «توانایی استفاده حرفهای از آنها در طراحی» وجود دارد. ممکن است با سه مرحله طراحی وارونه آشنا باشیم، اهداف و شایستگیها را مشخص کنیم، برای واحد یادگیری فعالیت و ارزشیابی بنویسیم و حتی از WHERETO استفاده کنیم، اما همچنان پرسشهای مهمی باقی بماند:
- از کجا بفهمیم طرح ما واقعاً طرح خوبی است؟
- آیا فعالیتهایی که انتخاب کردهایم واقعا به فهم عمیق منجر میشوند؟
- آیا ارزشیابی ما چیزی را که برایمان مهم است آشکار میکند؟
- و آیا میان اهداف، شواهد یادگیری و فعالیتها واقعا همراستایی وجود دارد؟
«دوره پیشرفته طراحی آموزشی مبتنی بر فهم عمیق» برای کار کردن روی همین فاصله طراحی شده است.
این دوره برای معلمانی است که پیشتر با مبانی Understanding by Design آشنا شدهاند و تجربهای از طراحی واحد یادگیری دارند. بنابراین قرار نیست در اینجا UbD را از ابتدا مرور کنیم یا فقط ابزارها و تکنیکهای تازهای به مجموعه دانستههای قبلی اضافه کنیم.
پرسش محوری دوره این است:
چگونه میتوانیم یک طرح یادگیری را از یک طراحی قابل قبول، به یک طراحی واقعاً اثرگذار تبدیل کنیم؟
برای پاسخ به این پرسش، شرکتکنندگان در طول دوره روی یک پروژه واقعی کار میکنند: بازطراحی یکی از واحدهای یادگیری خودشان. هر معلم با یک طرح واقعی وارد دوره میشود و آن را مرحلهبهمرحله از چند لنز مختلف بررسی میکند. به این ترتیب، یادگیری مفاهیم و ابزارهای دوره بلافاصله به تصمیمهای واقعی طراحی پیوند میخورد و خروجی نهایی، نسخهای بهبودیافته از کار خود معلم خواهد بود.
.

در این دوره روی چه چیزهایی کار میکنیم؟
یکی از محورهای اصلی دوره، تعمیق WHERETO است. در دوره مبانی، شرکتکنندگان با مؤلفههای این چارچوب آشنا شدهاند. این بار سؤال متفاوتی مطرح میشود: آیا تجربهای که طراحی کردهایم واقعاً مسیر یادگیری را برای دانشآموز روشن، درگیرکننده، معنادار، مرحلهبندیشده و قابل بازنگری میکند؟
در این بخش، به جای برخورد با WHERETO بهعنوان یک چکلیست، از آن بهعنوان لنزی برای دیدن تجربه یادگیری از منظر دانشآموز استفاده میکنیم. شرکتکنندگان کجفهمیها و خطاهای رایج طراحی را بررسی میکنند، «نشانههای هشدار» را در طرحها تشخیص میدهند و بخشهایی از طراحی خود را مورد بازبینی قرار میدهند.
محور مهم دیگر، طراحی شواهد یادگیری و ارزشیابی فهم عمیق است. هر فعالیت جذاب یا محصول پیچیدهای لزوماً شاهد مناسبی برای فهم نیست. در دوره بررسی میکنیم که اگر دانشآموز در یک سنجش موفق شود، این موفقیت دقیقاً چه چیزی را درباره یادگیری او نشان میدهد. شرکتکنندگان با سنجشهای عملکردی و GRASPS عمیقتر کار میکنند، ارزشیابیهای موجود در طرح خود را ممیزی میکنند و میآموزند چگونه شواهد معتبر و متنوعتری برای آشکار کردن فهم دانشآموز طراحی کنند.
بخش دیگری از دوره به همراستایی اختصاص دارد. اهداف خوب، ارزشیابی خوب و فعالیتهای جذاب اگر در یک مسیر مشترک قرار نگیرند، الزاماً یک طراحی منسجم نمیسازند. شرکتکنندگان ارتباط میان سه مرحله UbD را بررسی میکنند و به دنبال ناهماهنگیهای پنهان میان آنچه قرار است دانشآموز بفهمد، شواهدی که برای این فهم در نظر گرفته شده و تجربههایی که قرار است او را برای رسیدن به آن تجهیز کنند، میگردند.
.
از یادگیری درباره طراحی تا خودِ طراحی
ساختار دوره تا حد ممکن کارگاهی و مبتنی بر بازطراحی است. شرکتکنندگان طرح خود را ممیزی میکنند، نمونههای خوب و قابلبهبود را تحلیل میکنند، از همکاران بازخورد میگیرند، درباره تصمیمهای طراحی خود استدلال میکنند و نسخههای مختلف طرحشان را اصلاح میکنند. در بخشی از مسیر نیز از هوش مصنوعی بهعنوان «دستیار طراحی» استفاده میشود، نه بهعنوان جایگزین تصمیم حرفهای معلم. معلم پیشنهادهای هوش مصنوعی را بررسی میکند، بعضی را میپذیرد، بعضی را رد میکند و برای تصمیم خود دلیل میآورد.
در پایان، انتظار نداریم معلمان فقط بتواند بگوید «چه تغییراتی» در طرح خود ایجاد کرده است. هدف مهمتر این است که بتواند توضیح دهد چرا این تغییر را انجام داده و این تصمیم چگونه میتواند به یادگیری بهتر دانشآموز کمک کند.
تا امروز دو دوره پیشرفته UbD برگزار شده است و تجربه اجرای این دورهها نیز به بازبینی و بهبود مستمر مسیر کمک کرده است. این دوره برای ما نیز، درست مانند یک طراحی آموزشی خوب، محصولی نهایی و تغییرناپذیر نیست. هر اجرا فرصتی است برای دیدن شواهد، دریافت بازخورد و دقیقتر کردن تجربه یادگیری دوره بعد.
در نهایت، دوره پیشرفته دعوتی است برای یک تغییر مهم در نقش حرفهای معلم:
حرکت از «کسی که برای کلاس فعالیت طراحی میکند» به «طراحی که میتواند کیفیت تصمیمهای آموزشی خود را ببیند، نقد کند، برای آنها استدلال بیاورد و آنها را بهبود دهد.»





