ملاحظات تربیتی در اجرای فعالیت‌های T

تفاوت های فردی در کلاس درس

وقتی تفاوت‌های فردی را وارد کلاس می‌کنیم، باید مراقب چه چیزهایی باشیم؟

 

مقدمه

فعالیت T؛ فراتر از متنوع کردن کلاس

تقریباً همه معلم‌ها این موقعیت را تجربه کرده‌اند: فعالیتی را با دقت طراحی می‌کنند، اما در کلاس می‌بینند بعضی دانش‌آموزان خیلی زود کار را تمام کرده‌اند و بی‌حوصله شده‌اند، بعضی دیگر هنوز نمی‌دانند از کجا باید شروع کنند، و گروهی هم فقط در حال تقلید از بقیه‌اند. در ظاهر همه در یک کلاس نشسته‌اند و یک درس مشترک می‌خوانند، اما در واقع با تجربه‌ها، سرعت‌ها، علایق و شیوه‌های متفاوتی یاد می‌گیرند.

در چارچوب UbD، حرف T در مدل WHERETO به واژه Tailor اشاره دارد؛ یعنی طراحی یادگیری متناسب با تفاوت‌های فردی دانش‌آموزان.
فعالیتT  به معلم یادآوری می‌کند که همه دانش‌آموزان قرار نیست با یک مسیر، یک سرعت و یک نوع فعالیت یاد بگیرند؛ بنابراین بخشی از طراحی یادگیری باید ناظر بر تفاوت در آمادگی، علایق، شیوه‌های یادگیری و میزان حمایت موردنیاز دانش‌آموزان باشد. هدف این فعالیت‌ها فقط این نیست که کلاس متنوع‌تر یا جذاب‌تر شود. ایده اصلی این است که دانش‌آموزان بتوانند از مسیرهای متفاوت به فهم برسند و فرصت واقعی یادگیری برای افراد بیشتری فراهم شود.

اما همین فعالیت‌ها، اگر بدون حساسیت تربیتی اجرا شوند، خیلی زود می‌توانند نتیجه معکوس بدهند. گاهی فعالیتی که قرار بوده به دانش‌آموز کمک کند احساس توانمندی کند، باعث می‌شود خودش را با دیگران مقایسه کند یا تصور کند «من از بقیه ضعیف‌ترم». به همین دلیل، اجرای فعالیت‌های T فقط یک تصمیم آموزشی نیست؛ یک تصمیم تربیتی هم هست.

 

فعالیت T نباید به برچسب‌گذاری دانش‌آموزان منجر شود

یکی از حساس‌ترین بخش‌های اجرای فعالیت‌های T همینجاست. چون حتی اگر نیت معلم کاملاً مثبت باشد، باز هم ممکن است دانش‌آموزان خیلی زود متوجه شوند چه کسانی همیشه «فعالیت ساده‌تر» می‌گیرند و چه کسانی «چالش اصلی» را انجام می‌دهند. از همان لحظه، تفاوت‌گذاری آموزشی کم‌کم تبدیل می‌شود به برچسب‌گذاری روانی.

این اتفاق معمولاً ناگهانی رخ نمی‌دهد؛ آرام و تدریجی شکل می‌گیرد. مثلاً معلم هر بار برای یک گروه خاص برگه کوتاه‌تر می‌آورد، یا هنگام توضیح فعالیت‌ها می‌گوید:

  • «شما فعلاً همین قسمت را انجام بدهید»
  • «این سوال برای بچه‌های قوی‌تر است»
  • «این گروه هنوز آماده این مرحله نیست»

حتی اگر این جملات با نیت حمایت گفته شوند، دانش‌آموز کم‌کم هویت خودش را بر اساس همین پیام‌ها می‌سازد. بعد از مدتی بعضی دانش‌آموزان دیگر حتی سراغ چالش نمی‌روند، چون از قبل مطمئن‌اند «من جزو آن دسته نیستم».

برای همین، تفاوت‌گذاری خوب باید تا حد ممکن «نامرئی» و طبیعی اجرا شود؛ یعنی دانش‌آموز احساس نکند در یک طبقه خاص قرار گرفته است.

یکی از بهترین راه‌ها این است که معلم فعالیت‌ها را به شکل «انتخابی» طراحی کند، نه «اختصاصی». مثلاً در درس ریاضی، به جای اینکه بگوید:

  • «دانش‌آموزان قوی سوال ۳ را حل کنند»

بهتر است بگوید:

  • «اگر دوست دارید خودتان را بیشتر به چالش بکشید، این شرط را هم امتحان کنید. »

در این حالت، چالش به یک فرصت تبدیل می‌شود، نه نشانه برتری.

راهکار مهم دیگر این است که همه دانش‌آموزان گاهی تجربه کار با فعالیت‌های متفاوت را داشته باشند. اگر همیشه یک گروه سراغ مدل تصویری برود و گروه دیگر سراغ مسئله‌های باز، دانش‌آموزان خیلی زود جایگاه خودشان را در کلاس تشخیص می‌دهند. اما اگر مسیرها منعطف باشند و دانش‌آموزان بسته به موضوع، تجربه یا علاقه جابه‌جا شوند، فعالیت‌ها کمتر حالت برچسب‌زننده پیدا می‌کنند.

نوع بازخورد معلم هم نقش بسیار مهمی دارد. گاهی معلم ناخواسته فقط از پاسخ‌های پیچیده‌تر تعریف می‌کند. مثلاً وقتی دانش‌آموزی با یک روش ساده مسئله را حل کرده، سریع از کنارش عبور می‌کند، اما برای دانش‌آموزی که راه‌حل پیشرفته‌تری ارائه داده زمان زیادی می‌گذارد. در چنین فضایی، بعضی دانش‌آموزان احساس می‌کنند روش فکر کردنشان ارزش کمتری دارد.

در حالی که معلم می‌تواند به جای مقایسه سطح پاسخ‌ها، روی کیفیت تفکر تمرکز کند. مثلاً بگوید:

  • «جالب بود که از جدول استفاده کردی تا الگو را ببینی. »
  • «خوب بود که راهت را توضیح دادی. »
  • «ایده‌ات باعث شد مسئله را از زاویه دیگری ببینیم. »

این نوع بازخورد به دانش‌آموز نشان می‌دهد ارزش او فقط به «سخت‌ترین پاسخ» نیست.

یکی دیگر از راهکارهای مهم، عادی‌سازی تفاوت‌ها در کلاس است. معلم می‌تواند گاهی خیلی طبیعی درباره تفاوت شیوه‌های یادگیری صحبت کند. مثلاً بگوید:

«بعضی‌ها وقتی می‌نویسند بهتر فکر می‌کنند، بعضی‌ها وقتی بلند توضیح می‌دهند، بعضی‌ها هم وقتی شکل می‌کشند. »

این جمله ساده کمک می‌کند تفاوت‌ها به عنوان «ضعف» دیده نشوند.

حتی در گروه‌بندی‌ها هم باید دقت کرد. اگر گروه‌ها همیشه ثابت باشند، کلاس خیلی زود متوجه می‌شود چه کسانی در گروه «قوی‌ترها» هستند. بهتر است گاهی گروه‌بندی بر اساس علاقه، نوع فعالیت، یا حتی تصادفی باشد تا هویت‌های ثابت شکل نگیرد.

نکته مهم دیگر این است که فعالیت ساده‌تر نباید «کم‌ارزش‌تر» به نظر برسد. گاهی معلم برای بعضی دانش‌آموزان فعالیتی طراحی می‌کند که فقط کوتاه‌تر یا آسان‌تر است، بدون اینکه واقعاً معنادار باشد. در این حالت، دانش‌آموز احساس می‌کند فقط برای مشغول شدن کاری انجام می‌دهد. در حالی که در تفاوت‌گذاری واقعی، همه دانش‌آموزان باید درگیر فکر کردن، کشف کردن و یادگیری باشند؛ فقط میزان حمایت یا نوع مسیر متفاوت است.

در نهایت، مهم‌ترین سوالی که معلم باید مدام از خودش بپرسد این است:

«آیا دانش‌آموز بعد از این فعالیت احساس می‌کند در حال رشد کردن است، یا احساس می‌کند در یک دسته خاص قرار گرفته است؟»

پاسخ این سوال، معمولاً نشان می‌دهد فعالیت T واقعاً تربیتی اجرا شده یا نه.

 

تفاوت‌ها باید محترمانه دیده شوند، نه به عنوان مشکل

در فعالیت‌های T قرار نیست همه دانش‌آموزان دقیقاً یک مسیر را طی کنند. بعضی دانش‌آموزان با دیدن الگوها بهتر یاد می‌گیرند، بعضی با گفتگو، بعضی با تصویرسازی و بعضی با حرکت و تجربه عملی.

مثلاً در درس فارسی، وقتی هدف فهم یک متن داستانی است، ممکن است یک دانش‌آموز با بلندخوانی و گفتگو بهتر ارتباط بگیرد، دیگری با نقاشی صحنه‌های داستان و دانش‌آموز دیگری وقتی بتواند داستان را نمایش دهد یا پایان آن را بازنویسی کند. اگر فقط یک نوع پاسخ «درست» تلقی شود، بخشی از دانش‌آموزان احساس می‌کنند توانایی لازم را ندارند؛ در حالی که شاید فقط شیوه یادگیری آن‌ها متفاوت باشد.

وقتی معلم روش‌های مختلف فکر کردن را ارزشمند نشان می‌دهد، دانش‌آموزان هم کم‌کم یاد می‌گیرند تفاوت داشتن طبیعی است. این نگاه، کلاس را از فضای «فقط جواب درست» به فضای «فهمیدن و فکر کردن» نزدیک می‌کند.

 

چالش باید متناسب باشد، نه فرساینده

در اجرای فعالیت‌های T، میزان چالش اهمیت زیادی دارد. اگر فعالیت بیش از حد دشوار باشد، بعضی دانش‌آموزان خیلی زود احساس شکست می‌کنند و کنار می‌کشند. اگر هم بیش از حد ساده باشد، دانش‌آموزان درگیر فکر کردن نمی‌شوند.

مثلاً در درس ورزش، اگر همه دانش‌آموزان مجبور باشند دقیقاً یک نوع مهارت حرکتی را با یک سرعت و کیفیت اجرا کنند، بعضی خیلی زود احساس ناتوانی می‌کنند و بعضی دیگر اصلاً چالشی تجربه نمی‌کنند. اما وقتی معلم برای مشارکت، تمرین و پیشرفت مسیرهای متنوع‌تری طراحی می‌کند، دانش‌آموزان بیشتری فرصت موفقیت پیدا می‌کنند.

پژوهش‌های مرتبط با مغز و یادگیری هم نشان می‌دهند که یادگیری عمیق زمانی اتفاق می‌افتد که چالش، قابل دستیابی باشد:

  • نه آن‌قدر سخت که اضطراب ایجاد کند
  • نه آن‌قدر آسان که بی‌حوصلگی به وجود آورد.

 

کلاس نباید به مسابقه سرعت تبدیل شود

یکی از اشتباه‌های رایج در اجرای فعالیت‌های T این است که کلاس ناخواسته به مسابقه تبدیل می‌شود؛ اینکه چه کسی زودتر تمام کرد یا چه گروهی به مرحله آخر رسید.

در چنین فضایی، دانش‌آموزانی که آرام‌تر فکر می‌کنند یا به زمان بیشتری نیاز دارند، کم‌کم احساس می‌کنند از بقیه عقب‌اند. در حالی که هدف اصلی این فعالیت‌ها، عمیق‌تر فکر کردن است، نه سریع‌تر تمام کردن.

بهتر است معلم بیشتر روی این موارد تأکید کند:

  • توضیح دادن ایده‌ها
  • استدلال کردن
  • کشف الگو
  • اصلاح فکر
  • و پیشرفت فردی

نه فقط سرعت پاسخ دادن.

 

اشتباه کردن باید بخشی طبیعی از کلاس باشد

فعالیت‌های T زمانی موفق می‌شوند که دانش‌آموز احساس امنیت روانی داشته باشد. دانش‌آموز باید بتواند حدس بزند، اشتباه کند، نظرش را عوض کند و دوباره تلاش کند بدون اینکه احساس تحقیر یا ترس داشته باشد.

بسیاری از دانش‌آموزان وقتی مطمئن نیستند پاسخشان درست است، سکوت می‌کنند؛ نه به خاطر ناتوانی، بلکه به خاطر ترس از اشتباه کردن جلوی دیگران.

اگر معلم بتواند اشتباه را بخشی طبیعی از یادگیری نشان دهد، دانش‌آموزان با آرامش بیشتری وارد چالش‌های ذهنی می‌شوند. کلاس‌هایی که در آن‌ها فقط جواب درست ارزشمند است، معمولاً فضای مناسبی برای اجرای فعالیت‌های T ندارند.

 

تفاوت‌گذاری به معنای رها کردن کلاس نیست

گاهی تصور می‌شود تفاوت‌گذاری یعنی هرکس هر کاری دوست داشت انجام دهد. اما در عمل، فعالیت T خوب نیاز به هدایت دقیق معلم دارد.

معلم باید:

  • مسیرها را طراحی کند،
  • نشانه‌های پیشرفت بدهد،
  • و در لحظه تشخیص دهد چه کسی به چه نوع حمایت یا چالش نیاز دارد.

در واقع، تفاوت‌گذاری موفق بیشتر از آنکه به «تنوع فعالیت» وابسته باشد، به «دقت مشاهده معلم» وابسته است.

 

همه دانش‌آموزان باید فرصت رشد واقعی داشته باشند

گاهی فعالیت‌های متنوع طراحی می‌شوند، اما در عمل فقط چند دانش‌آموز فرصت فکر کردن عمیق پیدا می‌کنند و بقیه صرفاً مشغول کارهای ساده‌تر می‌شوند.

تفاوت‌گذاری واقعی یعنی همه دانش‌آموزان فرصت رشد داشته باشند؛ فقط نقطه شروع و مسیرشان متفاوت باشد.

دانش‌آموزی که امروز هنوز با مدل تصویری یا مثال ساده کار می‌کند هم باید احساس پیشرفت و موفقیت داشته باشد، نه اینکه تصور کند فقط نسخه ساده‌شده کار دیگران را انجام می‌دهد.

 

جمع‌بندی

هدف نهایی، انسانی‌تر شدن یادگیری است. فعالیت‌های T اگر با دقت و حساسیت تربیتی اجرا شوند، کلاس را انسانی‌تر می‌کنند. در چنین کلاسی، تفاوت‌ها پنهان یا سرکوب نمی‌شوند، بلکه به بخشی طبیعی از یادگیری تبدیل می‌شوند.

دانش‌آموزان یاد می‌گیرند که همه قرار نیست:

  • با یک سرعت رشد کنند،
  • با یک روش یاد بگیرند،
  • یا از یک مسیر به فهم برسند.

اما همه می‌توانند یاد بگیرند، پیشرفت کنند و احساس ارزشمندی داشته باشند. شاید مهم‌ترین دستاورد فعالیت‌های T همین باشد؛ اینکه دانش‌آموز کم‌کم یاد می‌گیرد تفاوت داشتن، نشانه ضعف نیست، بلکه بخشی طبیعی از فرایند رشد و یادگیری انسان‌هاست.

 

Authors

  • نام
  • سمیه رزبان

    دانشجوی دکتری در رشته تکنولوژی آموزشی
    عضو شورای راهبری پژوهشکده سرمد
    راهبر تولید بسته های آموزشی در ساختار UbD در بنیاد سرمد

به اشتراک بگذارید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پست های مرتبط